کد خبر : ۶۱۲۴۰۰
۱۴:۳۰

۱۴۰۴/۱۲/۰۲
خاطره خودنوشت شهید جمشید سلیمانی قسمت چهارم

هفتاد کیلومتر پیاده‌روی در مسیر کوهستانی

شهید «جمشید سلیمانی» در دفتر خاطرات خود می‌نویسد: «خیلی خسته شده بودم و دلم می‌خواست چند لحظه‌ای استراحت کنم ولی انگار فرمانده مان قصد اعلام استراحت را نداشت. حدود ۱۰ کیلو متر راه رفته بودیم که گفتن گروهان بایستد و استراحت کند؛ خیلی دلمان خوش شد، فکر می‌کردیم هدف همین نزدیکی‌ها است...» قسمت چهارم خاطره خودنوشت این شهید بزرگوار را در نوید شاهد بخوانید.


شهید جمشيد سليمانی

به گزارش نوید شاهد فارس، شهید «جمشید سلیمانی» یکم شهریور سال ۱۳۳۹ در شهرستان کازرون دیده به جهان گشود. دوران کودکی را در زادگاهش سپری کرد و در هفت‌سالگی راهی مدرسه شد. تحصیلات خود را تا مقطع سوم متوسطه ادامه داد. هم‌زمان با اوج‌گیری نهضت انقلاب اسلامی، به صف انقلابیون پیوست و حضوری فعال در فعالیت‌های انقلابی داشت. با آغاز جنگ تحمیلی، از جمله افرادی بود که با روحیه‌ای ایثارگرانه و پیش‌قدم، عازم جبهه‌های نبرد حق علیه باطل شد و در کنار دیگر رزمندگان اسلام به دفاع از میهن پرداخت. وی سرانجام ۲۰ فروردین سال ۱۳۶۶ در جریان عملیات کربلای ۸ منطقه شلمچه به شهادت رسید. پیکر پاکش در گلزار شهدای کازرون به خاک سپرده شد.

متن خاطره قسمت «۴»:

خیلی خسته شده بودم و دلم می‌خواست چند لحظه‌ای استراحت کنم ولی انگار فرمانده مان قصد اعلام استراحت را نداشت. حدود ۱۰ کیلو متر راه رفته بودیم که گفتن گروهان بایستد و استراحت کند؛ خیلی دلمان خوش شد، فکر می‌کردیم هدف همین نزدیکی‌ها است.

از یک نفر پرسیدم که چقدر دیگر تا هدف داریم در جواب با لحن خوش آمیزی گفت چیزی نمانده، ولی پس از چند لحظه مکث و تأمل دوباره به صحبت آمد و گفت حالا حالا‌ها در راه هستیم یعنی در حدود ۶ تا ۷ برابر همین راهی که آمده‌ایم باید برویم.

تازه تا اینجا که خیلی راحت و ساده بود، بعد از این باید همه اش در کوه و تپه و جنگل عبور کنیم. راستش در اول کار یک‌هو جا خوردم. در تمام عمرم بیش از ۷ تا ۸ کیلومتر راه نرفته بودم آن‌هم در جاده صاف، ولی حالا باید ۶۰ تا ۷۰ کیلومتر کوهستان را طی می‌کردیم. 

من با اینکه ورزشکار بودم به قول خودمان در زمین‌های بزرگ بازی دو ساعت و نیم یا دو ساعت بازی کردم خدا به فریاد بقیه برسد.

ادامه دارد...


گزارش خطا

ارسال نظر
طراحی و تولید: ایران سامانه