کد خبر : ۶۱۱۳۰۶
۱۴:۰۱

۱۴۰۴/۱۱/۱۹

شهیدی که با شهادت پیامش را به همه بسیجیان رساند

سردار شهید محمد جعفر سعیدی با شهادتش به تمام بسیجیان پیام داد که باید همیشه پیرو انقلاب و اسلام باشند و اگر لازم شد هم جان و هم تن خود را فدای اسلام و انقلاب کنند.


به گزارش نوید شاهد بوشهر؛ شهید محمد جعفر سعیدی فرزند علی در سوم تیرماه ۱۳۳۴ در روستای «احشام قایدها» از توابع شهرستان دشتی دراستان بوشهر و در خانواده‌ای مذهبی و متدین دیده به جهان گشود.

شهیدی که با شهادتش پیامش را به همه بسیجیان رساند

زندگی‌اش مثل زندگی بزرگ مردان اسلام ساده و خالی از تجملات و تشریفات بود. او را به گونه‌ ای پرورش دادند که همواره در مقابل مشکلات، چون کوه محکم و پر صلابت باشد و با تند باد‌های زندگی دست و پنجه نرم کند و هیچ گاه برای متاع دنیا، ایمان خود را از کف ندهد.

 در سن ۶ سالگی به دبستان وارد شد و با جدیت به تحصیل مشغول گردید. پس از اتمام دوره ابتدایی بر اثر فشار مشکلات زندگی که آن روزگار بیشتر خانواده‌های ایرانی با آن روبه رو بودندو برای کمک به هزینه‌های زندگی خانواده اش به کشور کویت سفر کرد و پس از گذشت ۲ سال دوباره به وطن بازگشت و در سن ۱۸ سالگی به خدمت سربازی در کرمان اعزام شد. بعد از پایان دوره سربازی در شرکت «فرجام» بوشهر مشغول به کار شد.

شروع مبارزات از رژیم پهلوی تا جنگ تحمیلی

این دوران مصادف بود با مبارزات مردم ایران بر علیه حکومت پهلوی. اوکه ظلم ونابرابری حکومت ستمگر شاه را با پوست وگوشت واستخوان خود لمس کرده بود، دوشادوش مردم وارد این مبارزات شد. اومردانه در مبارزات خود پافشاری کردتا انقلاب اسلامی به پیروزی رسید. رشادت‌های این انسان وارسته قبل از پیروزی انقلاب برای براندازی حکومت پهلوی جای خود را دارد.

این مرد بزرگوار با عشق عجیبش به امام همراه با مسلمانان غیور کشورمان در اعتراض به رژیم منحوس پهلوی جهت بر اندازی این خاندان و بر پایی حکومت به حق جمهوری اسلامی ایران به مبارزه بر خواست. در پی فرمان رهبر کبیر انقلاب مبنی بر تشکیل بسیج مستضعفین با پیوستن به نیرو‌های آموزش دیده، جوانان دیگر را نیز ترغیب می‌کرددراین عرصه‌ها حضور داشته باشند.

شهید سعیدی با وجود تمام مشکلات توانست تحصیلات خود را تا پایان دوره متوسطه ادامه دهد و مدرک دیپلم را بگیرد.

آغاز راه شهادت از ایمان تا ایثار

با آغازطرح «لبیک یا امام» به جمع آوری نیرو، سازماندهی و آموزش نظامی و عقیدتی نیرو‌ها پرداخت و با برگزاری مراسم نماز جماعت، دعا‌های کمیل، توسل، زیارت پر فیض عاشورا در بین بسیجیان روحیه خدایی و علاقه توحیدی به آنان می‌بخشید. ایشان با علاقه شدید به انقلاب و روحانیت، به دعوت روحانیون برای برگزاری نماز جماعت در مساجد می‌پرداخت تا با این کار علاقه و اشتیاق مردم را به مسجد و انقلاب بیشتر کند و پیوند بین مردم و روحانیت را مستحکم‌تر گرداند. این مرد خدایی کلاس‌های آموزشی خود رابا آیه‌ای از قرآن شروع و با ذکر صلوات خاتمه می‌داد.

عشق و علاقه نیرو‌های تحت فرمان شهید سعیدی به ایشان چنان آنها را مجذوب و عاشق او کرده بود که درس و مدرسه و خانه و کاشانه خود را فراموش کرده بودند و شبانه روز در خدمت بسیج و انقلاب بودند. با شروع جنگ تحمیلی با جمع آوری نیرو‌های مردمی در شهرستان و حتی در روستا‌ها و بر گزاری کلاس‌های آموزشی و سازماندهی این نیرو‌ها، آنها را به جبهه‌های حق علیه باطل بدرقه می‌کرد، شوق و اشتیاق و شایستگی این مبارز به انقلاب آنقدر زیاد بود که با در دست گرفتن فرماندهی بسیج در بندر ریگ فعالیت پایگاه‌های مقاومت را بیشتر کرد و توانست با روحیه خدایی خود مردم را عاشق انقلاب و اسلام کند تا جایی که پایگاه‌های مقاومت مملوو از جمعیت بود. در سال ۱۳۶۱ حکم فرماندهی سپاه «بندر ریگ» را به او واگذار کردند.

ایشان با دعوت نیرو‌ها به بسیج و سازماندهی و آموزش نظامی و عقیدتی بسیجیان غیور این شهر پرداختند و با اجتماع شبانه روزی در مساجد بندر ریگ و روستا‌های اطراف آن، هدف انقلابی خود را پیگیری می‌کردند. بعد از گذشت حدود ۲ سال به فرماندهی سپاه «جزیره خارک» برگزیده شد، با وجود اینکه جزیره خارک خود منطقه جنگی بود ولی این فرمانده مبارز توانست نیرو‌های تحت آموزش خود در این جزیره را حتی به جبهه‌های دیگر اعزام کند.

 بعد از جزیره خارک به فرماندهی سپاه شهرستان «دشتی» انتخاب شد. ایشان با شناختی که از قبل با مردان این خطه دلیر پرور داشت، توانست آنان را مجذوب بسیج و انقلاب کند و به آموزش آنان بپردازد و آنان را بیش از پیش به جبهه‌های حق علیه باطل اعزام کند. این فرمانده عزیز در حین انجام این مسئولیت‌ها چندین بار به جبهه‌های غرب و جنوب اعزام شدند که یکبار در منطقه پاوه اتومبیل ایشان مورد حمله ضدانقلاب قرار و آتش گرفت.

لحظه اوج ایثار

این فرمانده بزرگ بعد از پایان مسئولیت در منطقه، دشتی در شهرستان «گناوه» به فعالیت پرداختند. ایشان مثل گذشته اهداف انقلابی خود را در این شهرستان پی گیری کردند. اخلاص و ایمان این پاسدار رشید به حدی بود که با دل کندن از خانه و کاشانه، همسر و فرزندان خردسال خود، به دنبال معشوق خود خدای یگانه، اسلام وانقلاب اسلامی رفت و به فرمان رهبر کبیر انقلاب اسلامی حضرت امام خمینی (ره) در سال ۱۳۶۵ در صف سپاهیان محمد (ص) به سوی جبهه‌ها اعزام شدند تا اینکه در عملیات کربلای چهار همدوش بسیجیان خود به عنوان معاون گردان ابوالفضل (ع) جانانه جنگیدند و شربت شیرین شهادت را نوشیدند. پیکر معطر و پاک این دلباخته بعد از گذشت ۱۰ سال با رجعت به خاک کشورمان در تاریخ هجدهم بهمن ۱۳۷۵ فضای ایران بزرگ را عطر آگین وملکوتی کرد.

ا و دوباره خاطرات جنگ را برای همرزمان خود و تمام ملت ایران تازه کرد و به تمام بسیجیان پیام داد که باید همیشه پیرو انقلاب و اسلام باشند و اگر لازم شد هم جان و هم تن خود را فدای اسلام وانقلاب وولایت فقیه کنند. و در گلزار گلستان شهدای بندر گناوه برای همیشه آرم گرفت . 


گزارش خطا

ارسال نظر
طراحی و تولید: ایران سامانه