کد خبر : ۶۱۱۲۸۹
۱۵:۲۶

۱۴۰۴/۱۱/۲۳
تاملی در وصیت شهيد بهنام اعتمادی

می‌روم تا با اندک خونم، درخت انقلاب را سیراب کنم

شهید «بهنام اعتمادی» در وصیت خود می‌نویسد: «من مى‌روم تا شاید با رفتنم و با آن اندک خونم بتوانم لااقل یک برگ درخت انقلاب را سیراب کرده باشم تا پایه حق محکم‌تر شود...» متن کامل وصیت این شهید بزرگوار را در نوید شاهد بخوانید.


شهيد بهنام اعتمادی

به گزارش نوید شاهد فارس، شهید بهنام اعتمادی نهم آبان‌ماه سال ۱۳۴۳ در شهرستان فیروزآباد دیده به جهان گشود. ۷ ساله بود که راهی مدرسه شد. هم‌زمان با اوج‌گیری انقلاب اسلامی، با روحیه‌ای انقلابی و آگاهانه در تظاهرات و فعالیت‌های مردمی علیه رژیم پهلوی حضور فعال داشت. با آغاز جنگ تحمیلی راهی جبهه‌های نبرد شد. وی سرانجام در ۲۳ بهمن‌ماه سال ۱۳۶۰ منطقه چزابه به فیض شهادت نائل آمد. پیکر پاک این شهید گران‌قدر در گلزار شهدای فیروزآباد به خاک سپرده شد.

متن وصیت:

بسم الله الرحمن الرحیم اولا وصیت بر هر مسلمان واجب است. من نیز مسلمانى از تبار حسین علیه السلام هستم که وصیت خود را چنین شروع مى‌کنم: به نام خدایى که ما را آفرید و ما را باید بگیرد، اما چرا در راه حق نگیرد.

بله پدر و مادر عزیزم مى‌دانم که بعد از شهادتم اندکى ناراحتى به قلب خداگونه خود راه مى‌دهید؛ اما من از خود بگویم، چه بگویم، بگویم شما بودید که مرا به این سن و سال رساندید و رنج و مشقت کشیدید تا به اینجا رسیدم، اما مى‌دانید که اسلام عزیزتر از شما بود که من توانستم به سخن امام حسین علیه السلام لبیک گویم.  

بارى پدر و مادر من مى‌روم تا شاید با رفتنم و با آن اندک خونم بتوانم لااقل یک برگ درخت انقلاب را سیراب کرده باشم تا پایه حق محکم‌تر شود. پس من مى‌روم تا راه حسین علیه السلام ادامه یابد و تو خواهر و برادرم شما نیز راه زینب سلام الله علیها را ادامه بدهید و از امام کبیر و رهبر انقلاب حمایت کامل را بکنید. در آخر از شما رضایت و بخشش مى‌طلبم و مرا حلال کنید. والسلام.  بهنام اعتمادى.

انتهای متن/ 


گزارش خطا

ارسال نظر
تازه‌ها
طراحی و تولید: ایران سامانه