آخرین اخبار:
کد خبر : ۶۱۰۳۳۰
۱۱:۱۹

۱۴۰۴/۱۱/۰۷

دلم برای شما تنگ شده؛ روایتی از تنهایی و انتظار یک رزمنده در سنگر

در نامه‌ای به تاریخ ۲۴ تیر ۱۳۶۳، شهید سعید آراسته از تنهایی در سنگر پس از اعزام آخرین هم‌سنگرش به مرخصی می‌نویسد و با شوق از دیدار دوباره خانواده سخن می‌گوید. او که ۹ ماه و ۹ روز از خدمت در جبهه می‌گذرد، با طنزی شیرین از دیر رسیدن نامه‌ها شکایت کرده و هوای گرم منطقه را توصیف می‌کند.


به گزارش نوید شاهد البرز؛ شهید سعید آراسته، متولد ۱۳۴۲ همدان، جوانی برق‌کار و دیپلمه بود که در بیست سالگی و در سال ۱۳۶۱، داوطلبانه و از طریق ارتش به جبهه اعزام شد. او به‌عنوان یک رزمنده در یگان پیاده خرم‌آباد به مدت بیست ماه در خط مقدم خدمت کرد. سرانجام در تاریخ ۵ بهمن ۱۳۶۳، در منطقه عملیاتی مهران، بر اثر سانحه (اصابت ترکش) در حالی که به عنوان راننده آمبولانس مشغول خدمت رسانی و انتقال مجروحان بود، به درجه رفیع شهادت نائل آمد. پیکر پاک این شهید بزرگوار در امامزاده طاهرِ کرج آرام گرفته است.

نامه

در ادامه نامه به یادگار مانده شهید را بخوانید.

خدمت خانواده عزیزم:

سلام گرم مرا که از عمیق‌ترین نقطه قلبم به سوی شما می‌آید بپذیرید. امید است که همیشه شاد و خرم و سردماغ باشید. من هم در اینجا هر چند از شما دورم، اما با یاد شما و خشنودی شما خوبم. امروز یکشنبه بیست و چهارم تیر ماه 1363 است که این نامه را می‌نویسم و در سنگر هم تنها هستم، چون دیروز آخرین هم‌سنگرَم به مرخصی رفت و من حدود یک هفته تنها می‌مانم. هنوز از شما نامه‌ای دریافت نکرده‌ام (البته به جز یکی آن هم چند روز پیش). بگم خدا انشاءالله این اداره پست را چه کار کند که ما را یا کلاً خانواده‌هایی مثل ما را اذیت می‌کند.

اینجا هوا کمی خنک شده، با این حال باز هم هوا گرمه. در ضمن تاکنون از خدمت ما ۹ ماه و ۹ روز می‌گذرد و به قول بچه‌ها هنوز فارغ نشده‌ایم (شوخی). خوب بچه‌ها چه کار می‌کنند؟ آیا حالشان خوبه؟ دلم خیلی برای شما تنگ شده و دلم می‌خواهد زودتر این چند روز هم تمام بشود و دوباره پیش شما برگردم. راستی شمال خوش گذشت. باز هم چشم مرا دور دیدید و رفتید شمال (شوخی). حتماً خیلی خوش گذشته. راستی دو تا کتابی را که در نامه قبلی نوشتم حتماً بفرستید (البته با پست سفارشی که بهتر است).

دیروز از رضا نامه داشتم. سلام رسانده بود و حالش هم خوب بود. راجع به حقوق سؤال کردم و گفتند که باید در خرم‌آباد حساب باز کنی و با این حساب من در هر مرخصی اقلاً دو روز را باید به این کار اختصاص دهم. زیاد وراجی کردم. به همه عموها و زن‌عموها و خانواده و همسایه‌ها با خانواده و دوستان و آشنایان کرجی و تهرانی سلام برسانید. به امید دیدار.

منتظر نامه هستم.

دوستدار شما و همیشه به یادتان.

1363/04/24

انتهای پیام/


گزارش خطا

ارسال نظر
تازه‌ها
طراحی و تولید: ایران سامانه