آخرین اخبار:
کد خبر : ۶۱۰۳۰۸
۱۰:۱۷

۱۴۰۴/۱۱/۰۷

مشت آهنین خرم آباد؛ از آمبولانس شهدا تا قله‌های شهادت

سعید آراسته، برقکار جوانی از همدان که دیپلمه علوم طبیعی بود، با وجود مجرد بودن و امکان معافیت، داوطلبانه به جبهه‌های دفاع مقدس پیوست. پس از بیست ماه حضور مستمر و ایثارگرانه در یگان پیاده خرم‌آباد ارتش، سرانجام در پنجم آذر ۱۳۶۳ بر اثر سانحه در منطقه عملیاتی مهران به فیض شهادت نائل آمد و در امامزاده طاهر (ع) کرج به خاک سپرده شد.


به گزارش نوید شاهد البرز؛ شهید «سعید آراسته» در سال ۱۳۴۲ در یک خانواده مذهبی و مسلمان در همدان چشم به جهان گشود. پدرش، نظامی بازنشسته ارتش، و مادرش زنی مهربان و خانه‌دار بود. نجابت و خوش‌خلقی از همان دوران کودکی در رفتارش نمود داشت. در سال ۱۳۴۶ به دلیل شغل پدر، به همراه خانواده به تهران مهاجرت کرد و تحصیلات ابتدایی و متوسطه خود را در مدارس «جیحون» و «هدف» تهران گذراند. پس از نقل مکان خانواده به کرج در سال ۱۳۵۹، دوران دبیرستان را در مدرسه «دهخدا» ادامه داد و موفق به دریافت دیپلم علوم طبیعی شد. (یک سال از دوران دبیرستان را نیز در مدرسه‌ای در شهر رجایی‌شهر تحصیل کرد).

مشت آهنین خرم آباد؛ از آمبولانس شهدا تا قله‌های شهادت

فعالیت‌های پیش از شهادت

· عبادی و معنوی: فردی مؤمن و مقید به انجام فرایض دینی مانند نماز و روزه بود و اشتیاق فراوانی برای کمک به دیگران داشت.
· سیاسی و اجتماعی: در اوج‌گیری انقلاب اسلامی، همراه با بسیج مردمی در تظاهرات ضد رژیم پهلوی حضور فعال داشت و پس از انقلاب نیز از اعضای فعال بسیج محله مهرویلا بود.
· فرهنگی و هنری: ذوق هنری خود را در زمینه نقاشی و خطاطی روی شیشه به نمایش گذاشته بود.
· ویژگی‌های اخلاقی: مردمداری، مهربانی و احترام ویژه به اقوام و نزدیکان از ویژگی‌های بارز اخلاقی او بود.

ایثار در میدان جنگ


حضور سعید در جبهه، آکنده از روحیه فداکاری بود. خاطره‌ای از ایثار او نقل شده است: هنگامی که راننده آمبولانس به دلیل مشکلات شخصی از سعید درخواست کرد تا چند روزی رانندگی آمبولانت انتقال مجروحان را بر عهده بگیرد، او بدون تردید پذیرفت. در یکی از همین مأموریت‌ها، آمبولانس مورد حمله دشمن قرار گرفت. سعید با شجاعت خودرو را متوقف کرد و با خارج شدن از آن، سعی در نجات جان مجروحان نمود که در این حادثه دچار مجروحیت سطحی شد. این اقدام، گواهی بر روحیه خدمت‌رسانی و بی‌پروایی او در راه کمک به همرزمانش بود.

روایت پدر از روحیه مقاومت

پدر شهید خاطره‌ای از هوشیاری و شجاعت پسرش در جبهه تعریف می‌کند: «روزی که برای مرخصی به سمت جاده در حرکت بودم، دیدم داخل گودالی کنار جاده کسی نشسته است. بدون اسلحه نزدیک شدم و یک سرباز عراقی را دیدم. با دیدن من، دست‌هایش را بالا برد. او را دستگیر کردم و به قرارگاه آوردم و تحویل دادم.» این روایت، حاکی از حضور فعال و مسئولانه سعید در صحنه نبرد است.

شهادت


این رزمنده فداکار پس از حدود دو سال حضور مستمر در جبهه‌های حق علیه باطل، سرانجام در پنجم آذر ماه ۱۳۶۳ در منطقه عملیاتی مهران، بر اثر سانحه به درجه رفیع شهادت نائل آمد. پیکر پاکش در امامزاده طاهر کرج آرام گرفت تا یادش به عنوان شهیدی مخلص و خدمتگزار، برای همیشه جاودان بماند.

انتهای پیام/


گزارش خطا

ارسال نظر
تازه‌ها
طراحی و تولید: ایران سامانه