بیست تومانی مرا برداشت و رفت

به گزارش نوید شاهد استان قزوین، محمدمهدی فقیهیرضایی از شاگردان شهید «محمدعلی رجایی» (دومین رئیسجمهور ایران) از خاطرات این شهید بزرگوار میگوید: روزی آقای رجایی در مغازه پدرم نشسته بود و با خنده اتفاقی را تعریف میکرد از میدان امام حسین (ع) سوار تاکسی شدم تا به نارمک بیایم. کرایه هر نفر پنج ریال بود. اتفاقا یکی از دوستانم در بین مسیر سوار شد.
بعد از اینکه پیاده شدیم، من بیست تومان از جیبم در آوردم و به راننده گفتم کرایه دو نفر حساب کنید. ولی دوستم نگذاشت و بیست تومانی را از من گرفت و از جیبش یک تومان درآورد و به راننده داد. ولی فراموش کرد بیست تومانی مرا پس بدهد و آن را در جیبش گذاشت و با من دست داد و خداحافظی کرد و رفت. بیست تومان آن موقع پول زیادی بود و من مردد مانده بودم به او بگویم یا نه! ولی حیا کردم و چیزی نگفتم و او هم پول مرا برد و رفت.
