ایستادگی تا آخرین نفس؛ روایت فرماندهی که با نوای "یا ابوالفضل" قلاویزان را فتح کرد
به گزارش نوید شاهد البرز؛ در آستانه هفته دفاع مقدس خاطره ای خواندنی از سردار جواد رهبردهقان، فرمانده گروهان فتح گردان علی اکبر(ع) لشکر ۱۰ سیدالشهدا، که حکایت از ایثار و روحیه انقلابی این شهید بزرگوار دارد را مرور می کنیم.
خاطره اول: اخلاص بینظیر
چند روزی از عملیات والفجر هشت میگذشت. جواد در جمع رزمندگان گردان علی اکبر(ع) که برخی مجروح بودند، با گریه از شهادت رضا ابوالحسنی میگفت: «رضا آنقدر محکم میجنگید که دشمن را به عجز آورده بود».
وقتی یکی از همرزمانش برای دلداری گفت: «شما هم در عملیات سنگر تیربار دشمن را منهدم کردی و گروهان را نجات دادی»، جواد با خشم پاسخ داد: «مرا با شهدا مقایسه نکنید! آنها با خونشان ثابت کردند چقدر حسینی هستند؛ من به پای آنها هم نمی رسم».
سپس با گریه به آسمان نگاه کرد و گفت: «خدایا! به آبروی شهدا قسم، لیاقت شهادت را به من بده».
خاطره دوم: شور حسینی در فتح قلاویزان
پس از آزادسازی مهران در عملیات کربلای یک، دشمن در ارتفاعات استراتژیک قلاویزان مستقر شده بود. در جلسه فرماندهان که همگی از ادامه عمليات ابراز ناتوانی میکردند، جواد برخاست و با شجاعت گفت:
«ای فاتحان فتحالمبین و خرمشهر! مگر شما با فتح مهران دل امام را شاد نکردید؟ چرا ناامید شدهاید؟ مگر فراموش کردهاید فرمانده اصلی این جنگ امام زمان(ع) است؟»
سپس با اعلام آمادگی برای عمليات فداکارانه گفت: «من به عنوان خادم بسیجیان، همین امشب با یک یا حسین قلاویزان را فتح میکنم».
شهادت:
در شب ۱۷ تیر ۱۳۶۵، با رمز «یا ابوالفضل» حمله آغاز شد. جواد پیشتاز یورش به مواضع دشمن بود و در همان دقایق اولیه درگیری، به شهادت رسید. او به وعدهاش عمل کرد و با فتح قلاویزان، لبخند شادی را بر لبان امام امت نشاند.
پایان خاطره:
صبح روز بعد، وقتی خورشید از پشت آخرین ارتفاعات قلاویزان طلوع کرد، ما میدانستیم جواد در اوجگاهى بالاتر از آنچه در خیال میگنجد، شاهد این پیروزی است.
«إِن تَنصُرُوا اللَّهَ یَنصُرْکُمْ»؛ اگر خدا را یاری کنید، خداوند شما را یاری میکند.
انتهای پیام/