کد خبر : ۶۰۰۳۰۰
۱۵:۵۷

۱۴۰۴/۰۶/۲۹
خاطره شهید حبیب سیاوش کازرونی «۲»

دیدار دوباره با شکراله

شهید «حبیب سیاوش کازرونی» در دفتر خاطرات خود می‌نویسد: «صبح ما بعد از صبحانه که در مقر بچه‌های نانوایی خوردیم و در ساعت ۸ در نانوایی ایستاده بودیم که ناگهان شکراله وارد شد، من فهمیده بودم که او زخمی شده است ولی او ندیده بودم که ناگهان وارد شد خیلی خوشحال شدم، باور کنید دنیا را به من دادند...» متن کامل خاطره دوم این شهید بزرگوار را در نوید شاهد بخوانید.


دیدار دوباره با شکراله

به گزارش نوید شاهد فارس، شهید «حبیب سیاوش کازرونی» دوم تیرسال ۱۳۴۰ در شهرستان کازرون دیده به جهان گشود. دوران کودکی را گذراند و هفت سالگی راهی مدرسه شد. تحصیلات خود را تا مقطع دیپلم در رشته انسانی گذراند. سال ۱۳۶۳ ازدواج کرد. در ایام جنگ تحمیلی به جبهه رفت و سرانجام ۲۴ اسفند سال ۱۳۶۶ در عملیات والفجر ۱۰ در منطقه ملخورعراق به شهادت رسید.

متن خاطره خودنوشت قسمت «۲» : دیدار دوباره با شکراله

دوشنبه ۹ آذرماه ۱۳۶۰ . صبح ما بعد از صبحانه که در مقر بچه‌های نانوایی خوردیم و در ساعت ۸ در نانوایی ایستاده بودیم که ناگهان شکراله وارد شد، من فهمیده بودم که او زخمی شده است ولی او ندیده بودم که ناگهان وارد شد خیلی خوشحال شدم، باور کنید دنیا را به من دادند و بعد با شکراله به هلال احمر رفتیم، بعد با یک ماشین به مالکیه آمدیم و بچه‌ها یعنی نادر نکویی و غلام صادقی و فرشید نریمانی و اکبر شجاعی و چند تن دیگر از برادران را دیدیم و با آنها پای پیاده به سوسنگرد آمدیم که راه مالکیه تا سوسنگرد حدود ۵ کیلومتر می‌شد و تا عصر ما در مقر بچه‌ها ماندیم و عصر همان روز ما را جمع کردند و ما را به مالکیه بردند.

 

سه شنبه ۱۰ آذرماه ۱۳۶۰ . ساعت بین ۸ الی ۹ بود که شکراله با سرباند پیچی شده‌اش آمد و به نظر می‌رسید که سرش اذیتش می‌کند و ناراحت بود و به من گفت که از بیمارستان بدون اجازه آمده است و در آن روز تعدادی از بچه‌های دسته ما به شهرستان رفتند از جمله فرمانده دسته و من و علی بازیار در گروهان یک ماندیم.

انتهای متن/


گزارش خطا

ارسال نظر
طراحی و تولید: ایران سامانه