پدر معنوی جبههها و فرزند وفادار انقلاب

به گزارش نوید شاهد گلستان، شهید «رضا مقصودلو» در چهارم آبان ماه ۱۳۰۷، در روستای سرخنکلاته در یک خانواده متدین به دنیا آمد، نام او را به احترام امام رضا (ع) رضا نهادند. او دوران طفولیت خود را دامان پر محبت خانواده گذراند، پس از طی دوران کودکی رو به سوی کار آورد او به کار کشاورزی مشغول شد، اگر چه در عرصه علم حضور نیافت و توفیق پیدا نکرد، اما در کار خود بسیار موفق بود. او بسیار فعال و خوش برخورد بود و در مجالس دعا و قرآن با اینکه سواد نداشت، شرکت میجست هم چنین در برپایی مجالس روضه خانی و مراسمات مذهبی و ماه محرم همراه پدر بزرگوارشان که متولی مسجد بود نقشی فعال داشت. او سقا بود و به دیگران آب میداد و با تمام موانعی که در زمان طاغوت در برپایی مراسمات مذهبی وجود داشت ایشان به همراه پدرشان مراسم روضه امام حسین (ع) را برگزار میکردند. شهید در جوانی ازدواج نمود و حاصل این ازدواج ۶ فرزند، یک دختر و ۵ پسر شد. آنها هم ادامه دهنده راه پدرشان شدند.
با شروع زمزمههای انقلاب و پیدایش اندیشههای اسلامی او که نیز پایبند به فریضههای اسلام بود و حکومت پهلوی را حکومت نامشروعی میدانست با دیگر آحاد جامعه همگام شد و در صحنههای شکوهمند انقلاب در راهپیماییها و تظاهرات شرکت میجست و فریاد الله اکبر خمینی رهبر را در تظاهراتها زمزمه میکرد. بالاخره انقلاب با پایمردی مردم ایران در ۲۲ بهمن ماه ۱۳۵۷ به پیروزی رسید و برگ زرینی در تاریخ کشور رقم خورد این پیروزی حاصل تلاش همه شهدایی بود که با خون خود راه را برای ورود اسلام و انقلاب به کشور باز کردند. بعد از انقلاب هنوز از پیروزی انقلاب نگذشته بود که منافقین در صدد اغتشاش مملکت برآمدند، با فرمان تشکیل بسیج شهید هم در بسیج شرکت کرد و به مبارزه با منافقین پرداخت. بارزترین ویژگی اخلاقی آن بزرگوار امر به معروف و نهی از منکر بود، او سیرت زندگیش را تحت امر امام خمینی (ره) قرار داده بود و مخالف سرسخت استکبار جهانی خصوصا آمریکا بود، با شروع جنگ تحمیلی از طرف عراق در شهریور ۱۳۵۹ فعالیتهای خود را در زمینههای تدارکات متمرکز کرد و برای رزمندگان وسایل مورد نیاز را تهیه میکرد، همیشه هم به دیگران نصیحت میکرد که باید انقلاب و مردم را حمایت کرد این انقلاب، انقلابی خدایی است و باید آنرا حفظ کرد و وظیفه داریم از انقلاب و خاکمان دفاع کنیم.
بالاخره شهید در ۲۰ بهمن ماه ۱۳۶۰ عازم جبهههای حق علیه باطل شد، در جبهه مسئولیت تیرانداز را بر عهده گرفت و شجاعانه جنگید. مادیات دنیا را به خوش عاقبتی در آن جهان فروخته بود. او شهیدی بود استوار در ایمان و پایبند به اصول اسلام. همواره به یاران و اطرافیانش سفارش میکرد که امام خمینی (ره) را تنها نگذارند و فرمانبردار او باشند، تا مبادا آسیبی به نهال انقلاب وارد شود. در روزگار جوانی، او را «جوانی حزباللهی» میخواندند و در سالهای پیری، رزمندگان جبهه به احترام و محبت، لقب «پدر جوانان حزباللهی» را بر او نهاده بودند.
سرانجام، در شانزدهم دی ماه ۱۳۶۲، با سمت تک تیرانداز در دوآب کردستان توسط نیروهای عراقی بر اثر ضربه مغزی به شهادت رسید. مزار وی در گلزار شهدای بهشت رضای زادگاهش واقع است.
انتهای پیام/