کد خبر : ۶۱۱۹۹۶
۰۹:۳۹

۱۴۰۴/۱۱/۲۷

جانباز ۲۵ درصد: در کمین گروه‌های معاند گرفتار شدیم

جانباز سرافراز «حسین جهانگیری» بیان می‌کند: «از روستا شروع به حرکت کردیم، نیم ساعت گذشته بود که در کمین گروه‌های معاند گرفتار شدیم. خودرو‌ها را با آر پی جی مورد هدف قرار دادند. نزدیک ۳۵ نفر شهید دادیم و نزدیک ۲۰ نفر هم جانباز شدیم....»


جانباز سرافراز «حسین جهانگیری» در سال ۱۴۴۷ در یک خانواده مذهبی متولد شد. وی سه برادر و پنج خواهر دارد. در سال ۱۳۶۶ اعزام به مناطق جنگی شد و در منطقه سردشت به درجه جانبازی نایل آمد و به خاطر اعصاب و روان به بیمارستان ارومیه منتقل شد. درصد جانبازی ایشان ۲۵ درصد می‌باشد. در ادامه گفتگوی این جانباز با نوید شاهد آذربایجان غربی را می‌خوانید:

جانباز ۲۵ درصد: در کمین گروه‌های معاند گرفتار شدیم

 

من حسین جهانگیری، متولد سال 1347 در یکی از روستاهای شهر خوی هستم. خانواده من مذهبی بود و به اعتقادات دینی بسیار اعتقاد داشتند. پدرم فوت کرده و مادرم را من نگهداری می کنم.

انقلاب

در زمان انقلاب ده سال داشتم و بسیار می شنیدم که اراذل و اوباش و مشروب خوارها مردم را در خیابان بسیار مورد آزار قرار می دادند اما حالا خانم ها بسیار امنیت دارند، درحالی‌که در آن زمان اینگونه نبود. من راهپیمایی‌ها را به یاد دارم.

جبهه

من در سال 1366 برای انجام خدمت وظیفه سربازی از طرف سپاه اعزام شدم. در دوران آموزشی در پادگان مالک اشتر ارومیه بودم و بعد از سه ماه خدمت به شهر سردشت اعزام شدم. در شهر سردشت یکی از دوستانم در همان روز اول در بمباران شهید شد و بسیار ناراحت شدم. در سردشت به گروه ضربت منتقل شدم. بسیار بمباران می‌کردند و با دیدن آن صحنه ها هنوز بسیار گریه می کنم. سپس با آمدن گروه جند الله خوی با آن ها همراه شدم.

جانبازی

از سردشت به منطقه زنجیران برای پاکسازی رفتم یک روستا به نام نورآباد بود. هر چند نفر به یک روستا رفتیم تا عملیات پاکسازی را انجام دهیم. بعد از اینکه عملیات را به اتمام رساندیم صبح شده بود که فرمانده گفت؛ به ستون یک و با فاصله ده متر حرکت می‌کنیم چراکه ممکن است مورد کمین قرار بگیریم. از روستا شروع به حرکت کردیم، نیم ساعت گذشته بود که در کمین گروه های معاند گرفتار شدیم. خودروها را با آر پی جی مورد هدف قرار دادند. نزدیک 35 نفر شهید دادیم و نزدیک 20 نفر هم جانباز شدیم. درگیری بیش از دو ساعت طول کشید. بدلیل منطقه کوهستانی دید مناسبی نداشتیم و آنها از بالای کوه شلیک می‌کردند. تمام خشابها را تیراندازی کردم و گلوله‌هایم تمام شد. گروه های معاند لباس پاسداران را می بردند تا جایزه بگیرند .بعد از درگیری رزمنده‌ها را در داخل تویوتا سوار کردند تا ما را به سردشت بردند. من را موج انفجار گرفت و در بیمارستان اعصاب و روان ارومیه بستری شدم. 

توصیه

از جوانان انتظار دارم با توجه به پیروزی انقلاب قدر آن را بدانیم، نسبت به زمان طاغوت امنیت بالایی داریم و این امنیت به آسانی بدست نیامده و خون های بسیاری ریخته شده است.

انتهای پیام/


گزارش خطا

برچسب ها:
ارسال نظر
طراحی و تولید: ایران سامانه