زندگینامه
مشخصات نویسنده خاطره:
نام خانوادگی:
باوندپور
نام خانوادگی:
باوندپور
نام:
حسین
شماره پرونده:
3/68/242/ش
نام پدر:
علی
استان:
کرمانشاه
شهرستان:
گیلانغرب
موضوع خاطره:
زندگینامه
شهید حسین باوندپور در تاریخ 1310/7/3 در منطقه گیلانغرب در میان خانواده ای مذهبی و دارای شهره ی خاص و در میان طایفه شیرزادی کلهر چشم به جهان گشود. دوران کودکی و نوجوانی را همراه با خانواده پدری که به زندگی عشایری مشغول بودند سپری نمود و در این دوران خانواده پدرش از توان و همیاری و همکاری او در راه معیشت بهره مند بودند و در میان دوستان و هم سن و سالان خود بسیار دوست داشتنی و بعنوان فردی توانمند دارای پشت کار فراوان معروف بود که در مصائب و سختی ها همگی را در حد توان خود مساعدت می نمود او در سن بیست سالگی عازم خدمت مقدس سربازی گشت و دو سال تمام خدمت وظیفه سربازی را با سر بلندی انجام داد کسانی از دوستان زمان سربازی وی در قید حیات هستند از اخلاق نیک و خوشرویی و مهربانی او همیشه سخن به زبان می آورند بعد از اتمام خدمت سربازی به سنت پیامبری خود ازدواج عمل نمود و ثمره آن ازدواج 4 دختر و 2 پسر می باشد در سال 1356 بدلیل بیماری همسرش را از دست داد و چون به هنگام ازدواج و تشکیل خانواده زندگی مستقل و عشایری خود را شروع کرده بود با این حال بدون همسر ادامه زندگی عشایری را بر فرزندان خود سخت می دید مجددا ازدواج نمود و حاصل آن نیز 3 دختر و 1 پسر می باشد شهید در دوران زندگی طاقت فرسای عشایری خود که همواره در حال کوچ کردن به مناطق ییلاقی و قشلاقی بود از آینده فرزندان خود غافل نبود
آنها را در منزل اقوام خویش (خواهرش) در گیلانغرب مشغول به تحصیل نمود با شروع جنگ تحمیلی عراق علیه کشورمان مناطق قشلاقی مراتع گرمسیری به دست دشمن متجاوز افتاد و به ناچار فصل زمستان در اطراف گیلانغرب سکنی گزید و به زندگی روستایی رو آورد و با تحمل سختی نیازهای تحصیلی روزمره فرزندان خود را بصورت تمام تامین نمود و از آنها غافل نبود
در سال 1359 با فراخوانی عشایر جهت تشکیل بسیج عشایری ایشان نیز داوطلبانه خانه و فرزندان خود را به امان خدا رها و در جبهه سومار با عضویت در بسیج عشایری علیه دشمن بعثی به نبرد پرداخت و بعد از مدت سه ماه عضویت در بسیج عشایری بدلیل مشلات که خانواده اش با آن روبرو بودند به خانه باز گشتند و در کنار آن مشغول فعالیت بود
او همواره در طول زندگی فرزندان خود را به پیروی از امام خمینی (ره) و اعتقاد التزام به انقلاب اسلامی و رعایت موازین اسلامی تشویق و ترغیب می نمود و خود نیز همواره بیاد خدا بود و از انجام اعمال نیک و پسندیده دور نماند مخارج زندگی را از راه کسب حلال و در آمد حاصل از دامپروری و کشاورزی تهیه می نمود
پس از اتمام جنگ تحمیلی و آزاد شدن مراتع گرمسیری ایشان نیز همراه طایفه و اقوام خود به کوچ زمستانی به مراتع گرمسیری پرداخت و به دلیل امنیت کم منطقه مذکور و حفاظت از جان خانواده آنها را در روستای چشمه مورینه در اطراف شهر گیلانغرب اسکان داده و خود به تنهایی عازم منطقه و ادامه زندگی دامپروری شد که در تاریخ 1368/11/19 در حالیکه مشغول جهاد زندگی در راه امرار معاش بود با مین به جا مانده از ارتش بعثی عراق برخورد و به درجۀ رفیع شهادت نایل آمد که پیکر پاکش در مزار شهدای گیلانغرب به خاک سپرده شد
هم اکنون فرزندانش همگی پیرو راه شهید و افکار درست ایشان هستند و حامیان انقلاب اسلامی و اهداف آن هستند.
نام خانوادگی:
باوندپور
نام خانوادگی:
باوندپور
نام:
حسین
شماره پرونده:
3/68/242/ش
نام پدر:
علی
استان:
کرمانشاه
شهرستان:
گیلانغرب
موضوع خاطره:
زندگینامه
شهید حسین باوندپور در تاریخ 1310/7/3 در منطقه گیلانغرب در میان خانواده ای مذهبی و دارای شهره ی خاص و در میان طایفه شیرزادی کلهر چشم به جهان گشود. دوران کودکی و نوجوانی را همراه با خانواده پدری که به زندگی عشایری مشغول بودند سپری نمود و در این دوران خانواده پدرش از توان و همیاری و همکاری او در راه معیشت بهره مند بودند و در میان دوستان و هم سن و سالان خود بسیار دوست داشتنی و بعنوان فردی توانمند دارای پشت کار فراوان معروف بود که در مصائب و سختی ها همگی را در حد توان خود مساعدت می نمود او در سن بیست سالگی عازم خدمت مقدس سربازی گشت و دو سال تمام خدمت وظیفه سربازی را با سر بلندی انجام داد کسانی از دوستان زمان سربازی وی در قید حیات هستند از اخلاق نیک و خوشرویی و مهربانی او همیشه سخن به زبان می آورند بعد از اتمام خدمت سربازی به سنت پیامبری خود ازدواج عمل نمود و ثمره آن ازدواج 4 دختر و 2 پسر می باشد در سال 1356 بدلیل بیماری همسرش را از دست داد و چون به هنگام ازدواج و تشکیل خانواده زندگی مستقل و عشایری خود را شروع کرده بود با این حال بدون همسر ادامه زندگی عشایری را بر فرزندان خود سخت می دید مجددا ازدواج نمود و حاصل آن نیز 3 دختر و 1 پسر می باشد شهید در دوران زندگی طاقت فرسای عشایری خود که همواره در حال کوچ کردن به مناطق ییلاقی و قشلاقی بود از آینده فرزندان خود غافل نبود
آنها را در منزل اقوام خویش (خواهرش) در گیلانغرب مشغول به تحصیل نمود با شروع جنگ تحمیلی عراق علیه کشورمان مناطق قشلاقی مراتع گرمسیری به دست دشمن متجاوز افتاد و به ناچار فصل زمستان در اطراف گیلانغرب سکنی گزید و به زندگی روستایی رو آورد و با تحمل سختی نیازهای تحصیلی روزمره فرزندان خود را بصورت تمام تامین نمود و از آنها غافل نبود
در سال 1359 با فراخوانی عشایر جهت تشکیل بسیج عشایری ایشان نیز داوطلبانه خانه و فرزندان خود را به امان خدا رها و در جبهه سومار با عضویت در بسیج عشایری علیه دشمن بعثی به نبرد پرداخت و بعد از مدت سه ماه عضویت در بسیج عشایری بدلیل مشلات که خانواده اش با آن روبرو بودند به خانه باز گشتند و در کنار آن مشغول فعالیت بود
او همواره در طول زندگی فرزندان خود را به پیروی از امام خمینی (ره) و اعتقاد التزام به انقلاب اسلامی و رعایت موازین اسلامی تشویق و ترغیب می نمود و خود نیز همواره بیاد خدا بود و از انجام اعمال نیک و پسندیده دور نماند مخارج زندگی را از راه کسب حلال و در آمد حاصل از دامپروری و کشاورزی تهیه می نمود
پس از اتمام جنگ تحمیلی و آزاد شدن مراتع گرمسیری ایشان نیز همراه طایفه و اقوام خود به کوچ زمستانی به مراتع گرمسیری پرداخت و به دلیل امنیت کم منطقه مذکور و حفاظت از جان خانواده آنها را در روستای چشمه مورینه در اطراف شهر گیلانغرب اسکان داده و خود به تنهایی عازم منطقه و ادامه زندگی دامپروری شد که در تاریخ 1368/11/19 در حالیکه مشغول جهاد زندگی در راه امرار معاش بود با مین به جا مانده از ارتش بعثی عراق برخورد و به درجۀ رفیع شهادت نایل آمد که پیکر پاکش در مزار شهدای گیلانغرب به خاک سپرده شد
هم اکنون فرزندانش همگی پیرو راه شهید و افکار درست ایشان هستند و حامیان انقلاب اسلامی و اهداف آن هستند.