آخرین اخبار:

شهید محمد آزادآور

شهید محمد آزادآور

نام پدر: رحمان
تاریخ تولد: 1344/1/1
تاریخ شهادت: 1365/10/25
محل شهادت: ...........
مشاغل: ...........
محل تولد: کرمان - جیرفت - جیرفت
علت شهادت: ...........
محل دفن: نام گلزار:چینه شهر:کرمان - جیرفت
زندگینامه
یکم فروردين 1344 ، در روستاي هوكرد از توابع شهرستا ن جيرفت به دنيا آمد. پدرش رحمان، كشاورز بود و مادر ش عذرا نام داشت. تا او ل راهنمايي درس خواند. سال 1365 ازدواج كرد. به عنوان سرباز ارتش در جبهه حضور يافت. بيست و پنجم دي 1365، در سومار توسط نيروهاي عراقي بر اثر اصابت گلوله و متلاشي شدن سر و صورت به شهادت رسيد. پیکر وي در گلزار شهداي روستاي چينه تابعه شهرستان زادگاهش به خاك سپرده شد.

خاطرات
...........در کار خیر همیشه پیش قدم بود...........طبق گفته یکی از هم رزمانش محمد در جبهه همیشه گذشت می نمود و از حق خود می گذشت تا به دیگران آسیب نرسد. یادم هست که زمان غذا خوردن، غذای خودش را به دیگران می بخشید. هنوز غذایمان تمام نشده بود که داوطلب بود برای ظرف شستن و مرتب نمودن سنگرمان. یک بار او را ندیدم که از چیزی شاکی باشه همیشه می گفت هر چه خدا خواست، هر چه رضای او باشد...........ساده زیستی...........دوستان محمد می گفتند که هر وقت به محمد می گفتیم به بازار برویم و لباس نو بخریم، محمد همیشه طفره می رفت و همیشه می گفت کار دارم. از اول سال تحصیلی تا سال جدید یک فرم لباس می پوشید اما همیشه تمیز و مرتب بود. بعدا با بچه ها متوجه شدیم که محمد پول تو جیبی اش را به افراد مستحق می بخشد............رعایت حقوق دیگران...........خواهر محمد می گوید هر با محمد به نانوایی می رفتیم محمد نوبتش را به دیگران می داد و هر وقت که از او علت را می پرسیدم به من می گفت خواهرم اگه خستته شدی برو خانه، من در صف می ایستم و می گفت باید رعایت حال افراد پیر را همیشه داشته باشیم............کمک به مادر...........مادر محمد می گوید که محمد در دوران کودکی و بزرگسالی(جوانی) با این که یک فرزند پسر داشتم هیچ گاه مرا ناراحت نمی کرد و همیشه احترام مرا نگه می داشت. هر زمان که کار اشتباهی از او سر می زد، سرش را پایین می انداخت و احساس شرمندگی می نمود و تا زمانی که مرا خوشحال نمی دید خوشحال نمی شد وقتی که مریض می شدم در کنارم می ماند و مواظب من بود. در کار های خانه پیش قدم بود و هر زمان که می خواستم جارو کنم جارو را از دستم می گرفت و ادامه می داد. در زمان کودکی اش هم هیچ زمان من را ناراحت ننمود. من از او راضی هستم و خداوند منان پاداش کارهای خوب او را در بهشت می دهد. از همین جهت خوشحالم.

چندرسانه‌ای
طراحی و تولید: ایران سامانه