آخرین اخبار:

شهید علی صادقی

شهید علی صادقی

نام پدر: علینقی
تاریخ تولد: 1347/3/10
تاریخ شهادت: 1364/4/15
محل شهادت: مهران
مشاغل: بسیجی
محل تولد: سمنان - دامغان - دامغان
علت شهادت: ...........
محل دفن: بلوک: نام گلزار:قدرت اباد شهر:سمنان - دامغان
زندگینامه

شهید علی صادقی فرزند علی‌نقی و حمیده، دهم خردادماه ۱۳۴۷ در روستای قدرت‌‏آباد از توابع شهرستان دامغان به دنیا آمد. پدرش کشاورز بود. على هم درس می‌خواند و هم در کار کشاورزی به پدرش کمک می‌کرد. آب و نان به صحرا می‌برد. علف‌چینی می‌کرد، هیزم می‌آورد و در دیگر امور کمک دهنده به پدر بود.

تا سوم راهنمایی تحصیل کرد که شور و شوق جبهه رفتن، مسیر درسش را تغییر داد. رفت به مدرسه عشق در جبهه مهران. نود و دو روز در مدرسه عشق بود که نمره قبولی‌اش را پانزدهم تیرماه ۱۳۶۴ در مهران توسط نیروهای عراقی گرفت.

درون قبر به من لبخند زد
مادر شهید نقل می‌کند: «علی را گذاشتند توی قبر؛ من هم رفتم داخل. دستم را انداختم گردنش. دیدم لبخند زد. همان موقع عکس انداختند. آن عکس را هیچوقت به من نشان ندادند. گفتند: «سوخته!»

پیکر پاک شهید علی صادقی در گلزار شهدای قدرت‌آباد دامغان به خاک سپرده شد.

خاطرات

این خاطره به نقل از مادر شهید است که تقدیم حضورتان می‌شود.

پسرم، خمسی بود که سهم خدا شد
می‌گفت: «ننه! باید خمس بدی!» گفتم: «چه خمسی؟» جواب داد: «هفت تا بچه داری، اگه پنج تا هم بودن یکی سهم خدا می‌شد! نمی‌شد؟» گفتم: «این چه حرفیه که می‌زنی؟» می‌خندید. بعداً در وصیت‌نامه‌اش همین را نوشت. خودش سهم خدا شد.

 

وصیتنامه

فرازهایی از وصیت‌نامه شهید:

امیدوارم اجر سختی‌هایی که برای من کشیدی را در آن دنیا بگیری
مرگ ما دست خداست و هر گونه که خواسته باشد ما را به سوی خودش باز می‌گرداند. پس بهتر که در بستر نمیریم و در راه خودش و به سوی خودش برویم. چه بهتر که سعادت‌مند و روسفید به پیش خدا بازگردیم.

مادرم! هر چند که می‌دانم حق مادری بر گردن من داری، امیدوارم که مرا ببخشی و سختی‌هایی که درباره من کشیدی را ان‌شاءالله اجرش را از خدا بگیری. اگر خواسته باشی حساب کنی، اگر یک نفر از ما شهید شویم، سهم خمس ما رد نشده است. یعنی ما هفت نفر برادر و خواهر هستیم، در حالیکه هر پنج نفر یکی خمس دارد پس بنابراین از دست من و اگر اینکه شهید شدم ناراحت نشو.

مرا شجاعانه به خاک بسپار، گویی که مرا داماد کرده‌ای
از شما پدر و مادر گرامی و برادران و خواهران می‌خواهم که هیچوقت جبهه را فراموش نکرده و از یاد خدا غافل نشوید که غافل شدن از یاد خدا باعث می‌شود که شیطان شما را وسوسه کند و به راه دیگری غیر از راه خدا رفته و در آخرت رستگار نشوید. پس امیدوارم که به یاری خداوند و به یاد خدا در کارهای‌تان موفق باشید.

ای مادر گرامی! اگر بدن مرا قطعه قطعه آوردند به یاد حسین‌بن علی (ع) بیفت که بدنش را قطعه قطعه کردند و اگر جسم مرا برای تو سالم آوردند باید شجاعانه به خاک بسپاری، گویی که مرا داماد کرده‌ای.

 

دست نوشته

گزیده‌ای از دست‌نوشته شهید علی صادقی که سایت نوید شاهد سمنان تقدیم حضورتان می‌کند:
مرگ ما دست خداست و هر گونه که خواسته باشد ما را به سوی خودش باز می‌گرداند. پس بهتر که در بستر نمیریم و در راه خودش و به سوی خودش برویم. چه بهتر که سعادت‌مند و روسفید به پیش خدا بازگردیم. مادرم! هر چند که می‌دانم حق مادری بر گردن من داری، امیدوارم که مرا ببخشی و سختی‌هایی که درباره من کشیدی را ان‌شاءالله اجرش را از خدا بگیری.

دست نوشته

گزیده‌ای از دست‌نوشته شهید علی صادقی که سایت نوید شاهد سمنان تقدیم حضورتان می‌کند:
مرگ ما دست خداست و هر گونه که خواسته باشد ما را به سوی خودش باز می‌گرداند. پس بهتر که در بستر نمیریم و در راه خودش و به سوی خودش برویم. چه بهتر که سعادت‌مند و روسفید به پیش خدا بازگردیم. مادرم! هر چند که می‌دانم حق مادری بر گردن من داری، امیدوارم که مرا ببخشی و سختی‌هایی که درباره من کشیدی را ان‌شاءالله اجرش را از خدا بگیری.

چندرسانه‌ای
طراحی و تولید: ایران سامانه