هدف عملیاتی منافقین از حرکت سریعی که در عمق خاک ایران و با تانک های برزیلی که دارای چرخ های لاستیکی و سرعتی معادل ۱۲۰ کیلومتر درساعت بودند، تسخیر چندین شهر و در انتها فتح تهران بود.
رضا کشتکار میزوجی، دهم فروردین ۱۳۴۲، در روستای میزوج از توابع شهر قزوین به دنیا آمد. پدرش یوسف، کشاورز بود و مادرش لیلی نام داشت. تا پایان دوره ابتدایی درس خواند. کارگر بود. سال ۱۳۶۳ ازدواج کرد و صاحب یک پسر شد. از سوی جهادسازندگی در جبهه حضور یافت. ششم تیر ۱۳۶۷، در بمباران هوایی حلبچه عراق به شهادت رسید. مزار او در گلزار شهدای شهر زادگاهش واقع است.
با وجود اینکه در اوج نوجوانی قرار داشت و معمولاً در این سن و سال نوجوانان دارای غرور خاصی هستند ، همواره می گفت، من هیچ شکایتی ندارم ، چون عمدی در کار نبوده است...
مدتی بود که با زن یکی از همسایه ها کدورتی در بین ما به وجود آمده بود و رضا اشتباهی آش را به خانه آنها برده بود.آنها آش نذری را گرفته بودند وکاسه راپر از شکلات وپنیرمحلی که ازروستا برایشان آورده بودندکرده بودو همین کار رضا باعث آشتی ما شد.
زمانی که گروهک های ضد انقلاب در منطقه حضور داشتند همواره مخالف سر سخت آنها بود و همیشه شعارهای عوام فریبانه آنها را که بر روی در و دیوار مسجد روستا می نوشتند،پاک می کرد...
از اینکه بدون روسری عکس انداخته بود خود را در برابر خدای بزرگ گناه کار می دانست.بعد از لحظاتی سر به آسمان بلند کرد و گفت: خدای بزرگ کاری بکن که آن عکس ها بسوزند و دیگر ظاهر نشوند...
در کلاس های حفظ و قرائت قرآن کریم که در مسجد محل برگزار می شد شرکت می کرد.از همان کودکی خیلی از سوره های جزء 30 را حفظ کرده بود و با روخوانی قرآن آشنا شد...
با وجود اینکه چشمانش از بینایی کافی برخوردار نبود،خیاطی می کرد و یا برای رزمندگان جوراب ودستکش وشال گردن می بافت و میگفت:این تنهاراهی است که من می توانم دَینم را به کشورم ادا کنم...
صاحب کارش به تندی با آنها برخورد و آنها را از در مغازه می راند . در این حال شهید ساندویجی به آن بچّه می دهد و به صاحبکارش می گوید، قیمت آن را از دستمزدش کم کند...
معلم دستور داد تا در سرمای شدید زمستان دستهایشان را در برف قرار دهند.تنبیه سختی بود،من هم جزو دانش آموزان خاطی بودم. رعب و وحشت فضای مدرسه را فراگرفته بود،کسی جرأت حرف زدن نداشت. این خبر به عمویم (شهیدحسین شاه ویسی) رسید...
مسلم طباخحسینی، بیست و پنجم خرداد ۱۳۰۱، در شهر قزوین به دنیا آمد. پدرش محمدحسین و مادرش زینبخاتون نام داشت. در حد خواندن و نوشتن سواد آموخت. آشپز بود. سال ۱۳۱۹ ازدواج کرد و صاحب دو پسر و هفت دختر شد. از سوی بسیج در جبهه حضور یافت. شانزدهم اسفند ۱۳۶۳، با سمت آشپز در بمباران هوایی سرپلذهاب بر اثر اصابت ترکش به سر و پا، شهید شد. مزار او در گلزار شهدای زادگاهش واقع است.