همسر شهید «محمود عزیزیوامرزانی» نقل میکند: «بعد از شنیدن خبر تولد فرزندمان، درحالیکه برای عملیات والفجر هشت به خط مقدم میرفت، کام دوستانش را با چند حبه قند شیرین کرده بود. به آنها وعدی ضیافت و دادن شیرینی را بعد از بازگشت از جبهه داده بود، اما شهد شیرین شهادت کام خودش را شیرین کرد.»
دوست شهید تعریف میکند: «شهید چند ماه قبل از شهادتش با یک جعبه شیرینی اومدن و به ما شیرینی تعارف کردند. زمانی که ایشان شیرینی را آوردند ما بهشون گفتیم شیرینی نامزدیته؟! که ایشان برگشت و گفت؛ نه شیرینی شهادتم هست.»
نوید شاهد - شهید "بابا علی کرمی" در بخشی از وصیت نامهاش نگاشته است: «من راضی نیستم بعد از مرگم لباس سیاه به تن کنید و گریه کنید. بر روی تابوتم نقل بپاشید و به راستی بزرگترین عروسی و بهترین شادی برای من است.»