«بنده خدا» تیکه کلام شهید مهدی باکری بود؛ شهیدی که اهالی شهرش نمی دانستند او شهردار ارومیه است. باکری از خود و مبارزات و تلاش های خویش سخنی نمی گفت. از ریا و خودنمایی به دور بود
به مناسبت گرامیداشت دهه مبارک فجر و شهدای گرانقدر دوران انقلاب اسلامی، دوازدهمین یادواره شهدای خیابان شهید باکری و محله داش مسجد، روز جمعه بیستم بهمن 96 از ساعت 21 شب در داش مسجد ارومیه برگزار می شود.
شهید باکری می گفت: پاسدار باید آنقدر کار کند که از بیخوابی و خستگی چرت بزند، بیدار که شد دوباره کار کند تا جایی که از حال برود و نقش زمین شود و اگر دوباره بهوش آمد به کار ادامه بدهد.
شهید باکری : بدانید این سرنوشتی كه برای امت پیرو امام حسین (ع) است همان راه است و امام امت هم فرمودند كه ما در این جنگ مثل امام حسین (ع) وارد شده ایم و مثل امام حسین (ع) هم باید به شهادت برسیم.
جلوه هایی از منش اخلاقی شهید مهدی باکری از زبان بهزاد پروين قدس
گفت و گویی با بهزاد پروین قدس که با سلاح دوربین عکاسی خود در سالهای دفاع مقدس حاضر بود و در عملیاتهایی همراه شهید مهدی باکری بود انجام دادیم که با هم می خوانیم.
جوانی كه باید در آتش بسوزد، می دانید خداوند چه می كند؟ خدا به آتش دستور می دهد كه ای آتش، برای ابراهیم سرد شو و پیامبر می فرماید و آیه قرآن است كه در آتش نمی سوزد. عجیب نیست؟
زمانی که در سپاه ارومیه بود، در اکثر فعالیت ها شرکت می کرد، حتی نگهبانی هم می داد. نصف شب بلند می شد، می آمد و می گفت: «چرا منو بیدار نکردین؟» می گفتیم: «برای چی؟» می گفت: «برای نگهبانی. نمی خواین ما هم از این ثواب بهره ای ببریم؟» می گفتیم: «مگه ما مردیم که شما بیای نگهبانی بدی؟» می گفت: «این حرفا نیست. ما باید همه مون با هم امنیت این جا رو حفظ کنیم.»
آقا مهدی زمانی که شهردار ارومیه بود، هیچ وقت حقوقی دریافت نکرد. او با من که مسئول اعتبارات شهرداری بودم، طی کرده بود که به هر کس که امضای او پای نامه اش بود، مبلغ مذکور را از حقوقش کسر کرده و به او بدهند. همه ی کسانی که نیازمند بودند، با این کار نیازشان برطرف می شد.