«در جلوی چشمان خودمان، دوستان و برادرانمان به ندای حق لبیک گفتند و روحشان که از فراق معشوق میسوخت، این بدن ناسوتی و این جهان پست و فانی را وداع گفتند و به لقای معشوق شتافتند و به سعادت ابدی رسیدند ...» این خاطره را در پایگاه اطلاعرسانی نوید شاهد استان قزوین بخوانید.
معاون فرهنگی و آموزشی بنیاد شهید و امور ایثارگران استان قزوین گفت: ایثارگران علاقمند با اعلام فراخوان جذب طرحهای استارت آپهای شاهد و ایثارگر در سامانه گنج شاهد ثبتنام کنند.
«پدری که در بدترین شرایط و آسیبها و زخمهای جسمانی خم به ابرو نمیآورد؛ حالا با دیدن تصاویر امام در بیمارستان اشک میریخت و کلافه بود. مرد بیادعای من برای امام گریه میکرد و من از دیدن حال و روز او میسوختم ...» آنچه میخوانید بخشی از خاطرات شهید «احمدعلی طاهرخانی» است که تقدیم حضورتان میشود.
یادواره شهدای آزاده قزوین همزمان با سالروز عروج جاودانه آیتالله سید عباس ابوترابیفرد و فرزند برومندش سید آزادگان، شهید سید علیاکبر ابوترابیفرد برگزار میشود.
شهید حجتالاسلام «وهب ارجینی» در وصیتنامهاش مینویسد: «ای ملت قهرمانپَرور! به فرمان واجب الاطاعه امام امت گوش فرا دهید و خدای نکرده موجب ناراحتی وی نشوید و بدانید که امام خمینی (ره)، شما را از تاریکیهای ظلم و طاغوت به صراط نور هدایت کرد ...»
شهید «اصغر رحمانیرحمتآبادی» در وصیتنامهاش آورده است: «با سختیهاى زندگى مدارا کنید. هم قدم با دولت جمهورى اسلامى، براى پیروزى اسلام و رسیدن به خودکفایى تلاش نمایید ...»
با توجه به اینکه او دستش مجروح بود و در سرما هم بسیار اذیت میشد، ولی زیارت مزار شهدا را ترک نمیکرد. بارها شاهد بودم که وی مظلومانه از کنار دیوار به طرف مزار شهدا رفته و شدیداً اشک میریخت! نمیدانم چه آرزویی داشت؟ ولی مطمئن هستم با صداقتی که در وجودش بود به آرزویش رسید ...» آنچه میخوانید بخشی از خاطرات شهید «مهدی شالباف» است که تقدیم حضورتان میشود.
«وقتی برای ما نامه میآید همچو این است که کولهباری را از دوش ما برداشته و خستگی از تن ما خارج میشود ...» این خاطره را در پایگاه اطلاعرسانی نوید شاهد استان قزوین بخوانید.
رمضانعلی مهجور پدر بزرگوار شهید «جواد مهجور»، پدربزرگ شهید «مجید مهجور» و پدر منوچهر مهجور رئیس محترم سابق بنیاد جانبازان استان قزوین به فرزندان شهیدش پیوست.