به مناسبت گرامیداشت هفته دفاع مقدس، در آئین میهمانی لالهها، گلزار مطهر شهدای قزوین با حضور مسئولان، مردم شهیدپرور بهویژه خانوادههای شاهد و ایثارگر غبارروبی، عطرافشانی و گلباران شد.
«سال ۱۳۶۶ بود که در خط شلمچه پاسگاه زید بودم. تابستان گرم و طاقتفرسایی داشت. حدودا ۴۲ درجه بالای صفر بود که شدت گرما امان بچهها را بریده بود. بنده هم به عنوان پزشکیار در بهداری بودم. تعداد مراجعان گرمازده زیاد بود ...» ادامه این خاطره را در پایگاه اطلاعرسانی نوید شاهد استان قزوین بخوانید.
همزمان با سالروز ولادت شهید «مهدی محمدرضایی» در وصیتنامه این شهید بزرگوار میخوانیم: «پروردگارم را صد بار ستایش میکنم که دعای «اهدنا الصراط المستقیم» مرا استجاب کرد و مرا به راهی که بهترین راهها است، هدایت کرد ...»
«چند دقیقه بود که یک اتوبوس که تماماً با گل و خاک استتار شده بود از راه رسید در حالی که مملو از اسرای جنگی بود. آنچه جالب و عجیب بود اینکه تمام اسرا از بالاتنه لخت بودند هیچکدام جز شلوار چیزی به تن نداشتند. آوردن چهل و سه نفر اسیر موجب شادی همه شد و خبر از یک پیروزی بزرگ میداد ...» ادامه این خاطره را در پایگاه اطلاعرسانی نوید شاهد استان قزوین بخوانید.
مدافع حرم شهید مفقودالاثر «الیاس چگینی» اقامه نماز اول وقتش به هیچ عنوان ترک نمیشد، شوخ طبع و مهربان بود و تلاش میکرد اخلاق خوبی با همه اطرافیان خود داشته باشد و کسی را از خودش نرنجاند.
مدافع حرم شهید مفقودالاثر «الیاس چگینی» در وصیتنامهاش آورده است: «از همه برادران و خواهرانم و به خصوص از خانوادهام تقاضا دارم همیشه پیرو خط ولایتفقیه باشید ...»
شهید «مصطفی دستمند» در وصیتنامهاش مینویسد: «دست از اسلام بر ندارید و آگاه باشید، جانی که آخرالامر باید مُسترد داریم، بهتر است با کوتاهترین راه و مفیدترین عمل برای بهبود اجتماع که همانا شهادت است، باشد ...»
«ایشان هنگام اعزامش به سوریه به من گفت اصل کار تو هستی، اگر اتفاقی برایم بیافتد تویی که باید بار مسئولیتها را به دوش بکشی، اگر راضی نباشی نمیروم ...» آنچه میخوانید بخشی از خاطرات مدافع حرم شهید مفقودالاثر «الیاس چگینی» است که تقدیم حضورتان میشود.