شهادت - صفحه 464

آخرین اخبار:
شهادت

تمدید مهلت ثبت نام ناشرین برای حضوردر نمایشگاه کتاب دفاع مقدس

هفتمین دوره نمایشگاه کتاب دفاع مقدس همزمان با حضور 70 ناشر در مصلی امام خمینی(ره) برگزار می‌شود.
یادمان شهدای منا (4)

با خاطرات شهیدحاج عمار میرانصاری از «سفره داری مدینه» در تهران تا «شهادت در حال کمک به مجروحان منا»

در سالروز شهادت مظلومانه و جانگداز شهدای منا با جمعی از یاران «شهید عمار میرانصاری»به گفت و گویی صمیمی نشسته ایم تا از حیات طیبه یکی بسیجیان با اخلاص و خادم و یاور حجاج بیت الله الحرام برایمان روایت کنند.
به مناسبت سالروز شهادت شیخ محمد خیابانی

روایت یک شاهد عینی از قتل فرزند وفادار مشروطه

شیخ محمد خیابانی از آزادیخواهان و مجاهدین دوره انقلاب مشروطه ایران در تبریز بود که با یاران، دوستان و همفکران خود در تمام مراحل نهضت و مبارزه با نیروهای استبداد حضوری فعال داشت. به مناسبت سالروز شهادت شیخ محمد خیابانی مروری بر روایت منابع تاریخی درباره این بزرگمرد ایرانی داشته‌ایم.
در کلام یارا(2)؛ گفتگو با مصطفی رنجبری (فرزند ارشد شهید)

شهادت بزرگترین درس پدر

اکثر اوقات پدرم در منطقه بود. ولی وقتی به خانه می آمد؛ محیط بسیار گرم و صمیمی در خانه فراهم می شد. بسیار من را به خواندن نماز و قرآن سفارش می کرد و در درسها یاریم می کرد.
در کلام یاران(1)

لطیف لایق و عاشق شهادت بود

زمانی که ايشان در گارد شاهنشاهی سرباز بود چندین بار خواستند که او را در ساواک استخدام کنند و حقوق و مزایای بسیار خوبی به او پيشنهاد داده بودند وليكن لطیف قبول نکرد و گفت: این نان مردم بریدن است و به روستا برگشت و کار کشاورزی را ادامه داد.
ویژه نامه شهید لطیف رنجبری

دفتر خاطرات (6)؛ سرشار از عشق به همه

برادرم لطيف برای والدین و خانواده خود ارزش و احترام زيادي قائل بود به همین جهت همیشه مقيد بود علی رغم تمام مشکلات، همانند دوری راه، مشغله های شغلی، هر ساله در لحظه تحویل سال نو در کنار والدین و خانواده باشد.
ویژه نامه شهید لطیف رنجبری

دفتر خاطرات (5)؛ برادری در نقش پدر

ایشان از ایام نوجوانی در همه مراسم مذهبی روستای محل تولدش شرکت داشت
ویژه نامه شهید لطیف رنجبری

دفتر خاطرات(4)؛ در کلام مادر شهید

در خاطرم هست كه ايشان چه در زمان قبل از استخدام در ارتش و چه در زمان دوري از خانواده سعي فراوان داشتند تا از احوال تك تك افراد خانواده غافل نمانند
شهيد آيت‌الله مدني در آئينه توصيف رهبر معظم انقلاب

صاحب‌دلي پاك و روحي نورانی

ايشان حقيقتا مصداق بارزي از يك روحاني كامل بود. مرد عالمي بود كه آگاهانه و از روي معرفت عمل مي‌كرد. خاصيت علم در انسان همين است كه حركات و سكنات او عالمانه است و اين خصوصيات در ايشان بود. ايشان مي‌توانست با قشرهاي مختلف و با مخاطب جوان كاملاً ارتباط برقرار كند.
گزارش تصویری اختصاصی نوید شاهد

افتتاحیه نمایشگاه لاله های سفید و رونمایی از یادمان شهدای منا

نمایشگاه لاله های سفید عصر سه شنبه ۱۶شهریورماه با حضور محسن انصاری، قائم مقام بنیاد شهید و امور ایثارگران و جمعی از خانواده های شهدای منا در موزه شهداء افتتاح شد. در این نمایشگاه بیش از یکصد اثر هنری فاخر در رشته های عکاسی، نقاشی، گرافیک و حجم هنرمندان کشورمان پیرامون شهدای ایرانی فاجعه منا که در سال گذشته به شهادت رسیدند تا اول مهرماه در معرض دید علاقه مندان قرار گرفته است.
ویژه نامه سردار جانباز شهید حاج داوود کریمی

مجموعه خاطرات شهید حاج داوود کریمی(3)؛ بازگشت

داود دوره دبستان را در محله نازي‌آباد خواند؛ اما وضع خانواده مجبورش كرد به سراغ كار برود. در نوجواني شاگرد كارگاه تراشكاري شد و همين پيشه را تا پايان عمر ادامه داد. زمان انقلاب و جنگ براي مدتي دست از تراشكاري كشيد و وارد سپاه شد؛ اما همين كه جنگ تمام شد، دوباره سر كال اول خود برگشت...
ویژه نامه سردار جانباز شهید حاج داوود کریمی

مجموعه خاطرات شهید حاج داوود کریمی(2)؛ آدمهاي بزرگ

كوچكترين كارگر كارگاه تراشكاري حاج داود پسري است يتيم. حاج داود هميشه با ديدن او به ياد خودش ميافتاد. داود هم، سن او را داشت كه به كارگاه تراشكاري آمد و اين حرفه را ياد گرفت. بيشتر شاگردان مغازهاش نانآور خانوادهاند. پسرك كه تنها چند ماه از كارش ميگذرد، هنوز يك محصل است.

مجموعه خاطرات شهید حاج داوود کریمی(1)؛ شهيد داوود كريمي و چگونگي تشكيل گروه فجر اسلام

سردار شهيد داوود كريمي از چهر‌ه‌هاي شناخته شده عرصه مبارزه و دفاع مقدس بود. خاطرات وي در مورد چگونگي تشكيل گروه مسلحانه فجر اسلام و شكل‌گيري سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي و سپاه پاسداران انقلاب اسلامي و اقدامات اوليه سپاه در ابتداي شكل‌گيري نظام جمهوري اسلامي ايران در دفتر مطالعات و تدوين تاريخ ايران ثبت و ضبط است.
ویژه نامه سردار جانباز شهید حاج داوود کریمی

زندگي نامه سردار شهيد حاج داوود كريمى

سالهاى نخستين دهه ۵۰ كه جامعه ايران پر از شور و التهاب انقلابي گرى بود. داوود كريمى هم با تعدادی از دوستانش گروه «فجر اسلام» را به راه انداختند.

خاطراتی از شهید حسین خرازی(6)

يك روز قرار بود تعدادي از نيروهاي لشگر امام حسين (ع) با قايق به آن سوي اروند بروند. حاج حسين به قصد بازديد از وضع نيروهاي آن سوي آب، تنهايي و به طور ناشناس در ميان يكي از قايقها نشست و منتظر ديگران بود. چند نفر بسيجي جوان كه او را نمي‌شناختند سوار شده، به او گفتند: «برادر خدا خيرت بدهد ممكن است خواهش كنيم ما را زودتر به آن طرف آب برساني كه خيلي كار داريم.» حاج حسين بدون اينكه چيزي بگويد پشت سكان نشست، موتور را حركت داد. كمي‌ جلوتر بدون اينكه صورتش را برگرداند سر صحبت را باز كرد...

خاطراتی از شهید حسین خرازی(4)

نوید شاهد: دور تا دور نشسته بوديم. نقشه آن وسط پهن بود. حسين گفت «تا يادم نرفته اينو بگم، اون جا كه رفته بوديم براى مانور; يه تيكه زمين بود. گندم كاشته بودن. يه مقدار از گندم ها از بين رفته. بگيد بچّه ها ببينن چقدر از بين رفته، پولشو به صاحبش بدين».

خاطراتی از شهید حسین خرازی(3)

از اصفهان يك ماشين آورده بوديم براى كارهاى مهندسى. صداى واحدهاى ديگر در آمده بود. حاج حسين هم گفت «يا همه ى واحدها بايد يك ماشين داشته باشند يا هيچ كدام.»

خاطراتی از شهید حسین خرازی(2)

نوید شاهد: گفت «مى خوام برم صحبت كنم، فردا تو راه پيمايى، ما رو بذارن اول صف، جلوتر از همه. اگه درگيرى شد، ما وايستيم جلوى سعودى ها، به مردم حمله نكنند.»

خاطراتی از شهید حسین خرازی (1)

نوید شاهد: از همان اوّل عادتمان نداد كه نامه بنويسد يا تلفن كند يا چه. مى گفت «از من نخواهيد. اگه سالم باشم مى آم سر ميزنم. اگر نه، بدونين سرم شلوغه نمى تونم بيام.»

زندگي نامه اي كوتاه از فرمانده لشگر امام حسين (ع) شهيد حاج حسين خرازي

نوید شاهد: با شروع جنگ تحمیلی به تقاضای خودش راهی خطه جنوب شد و در اولین خط دفاعی مقابل عراقیها در منطقه دارخوین مدت نه ماه، با تجهیزات جنگی و امكانات تداركاتی بسیار كم استقامت كرد و دلاورانی قدرتمند تربیت نمود. در سال 1360 پس از آزادسازی بستان تیپ امام حسین (ع) را رسمیت داد كه بعدها با درخشش او و نیروهایش در رشادتها و جانفشانی‌ها، به لشگر امام حسین (ع) ارتقا یافت.
طراحی و تولید: ایران سامانه