شهادت - صفحه 415

آخرین اخبار:
شهادت
شهید سید ابراهیم سیادت

سفارش شهید سید ابراهیم سیادت به نماز فرزندان

دخترمون رو از همین حالا با خودت به نماز جمعه ببر. سّید مصطفی رو هم با داداشم بفرست. از داداش خواستم که هر وقت به جلسه ی دعا یا نماز می ره اون رو با خود

کلیپ/ دومین جشنواره ملی فیلم ایثار

دومیـن جشنـواره ملی فیلم ایثـار بـا شعـار« ترویج فرهنگ ایثار، افـزایش امنیت وآرامش» توسط اداره کل امور هنری معاونت فرهنگ و آموزشی بنیاد شهید برگزارمی شود.

کرامات شهیدان؛(19) پيكر درخشان

نورى كه از پيكر آن شهيد ساطع بود تا بدان حد مرا به خود جلب كرد كه به سراغ مشخصات او رفتم و ديدم جسد متعلّق به برادر پاسدارى بنام «مسلم صديقی پور » اهل روستاى كياده آستانه اشرفيه است. براى اينكه بقيه رزمندگانى كه در آن اطراف بودند از مشاهده اين كرامت شهيد محروم نمانند به سراغ گردانها و واحدهاى تيپ رفتيم و از آنها خواستيم به گلخانه شهدا بيايند و از نزديك در جريان اين اعجاز قرار گيرند...

کرامات شهیدان؛(20) آيت ادب

شاهد اين صحنه حير تانگيز بود با ديدن چشمان باز سيدمهدى كه قبلاً بسته بود و اشكى كه از چشمان او آمد بی اختيار فرياد زد: مهدى زنده است، مهدى زنده است. به رغم فرياد او و ولوله زيادى كه در غسّالخانه پديد آمده بود مادرم در حال و هواى ديگر و گفتگو و نجوا با فرزندش بود. گويى هيچ صدايى از كسى نشنيده است...
در سالروز شهادت منتشر می شود:

شهید«محمود خالو باقری»: جهاد دو چیز را در بر می گیرد یکی خون شهید و دیگری پیام شهید

اين پيام يك شهيد است كه جهاد دو چيز را در بر مى گيرد؛ يكى خون كه شهيدميدهد ديگر پيام شهيد كه بايد به همه نقل شود.

کرامات شهیدان؛(18)تجلى كرامت

پس از لحظاتى به خودم گفتم: گريه براى اين شهيد چه فايده اى دارد، بهتر است بجاى گريه بلند شوم و براى او در حرم پيامبر(ص) دو ركعت نماز بخوانم. نمازى خواندم و ثواب آن را به شهيد فيروزى هديه كردم...

کرامات شهیدان؛(17)خون تازه معشوق

وقتى از پدر اين شهيد كه هم اكنون در روستاى تن گارم به شغل آهنگرى اشتغال دارد، خواستم ماجراى فرزندش را روايت كند گفت: يك بار با جمعى از بستگان براى نثار فاتحه به سر قبر فرزند شهيدم رفته بوديم، آنجا متوجه شدم سنگ بالاى قبر سوراخ شده و نياز به تعمير و مرمّت دارد. وسايل تعمير را آماده كرديم و سنگ بالاى قبر را برداشتيم و با جسد فرزندم كه درون لحد بود، مواجه شديم...

کرامات شهیدان؛ (1) دو غنچه معطر

شبهاى قبل هم به محوطه بالكن رفته بودم، ولى اين دفعه انگار تمام آن محوّطه را با گلاب ناب شستشو داده بودند. همه جا از اين بوى گلاب عطرآگين شده بود. احساس كردم با پديده اى غيرطبيعى مواجه شده ام. چون از درك اين فضاى سراسر معطر به وجد آمدم نتوانستم آنجا تاب بياورم و دوستان ديگرم را از اين قضيه باخبر نسازم...

وصيت نامه شهيد احمد عباسى|مادر بعد از شهادت من خدا را شاکر باش

یکم اسفند 1345، در روستای قاسم آباد از توابع شهرستان خمین به دنیا آمد. پدرش اسماعیل ، کشاورز بود و مادرش آسیه نام داشت. تا چهارم متوسطه درس خواند. از سوی بسیج در جبهه حضور یافت. سی ام دی 1365، با سمت تیربارچی در شلمچه بر اثر اصابت گلوله به شهادت رسید. مزار او در روستای شهابیه شهرستان زادگاهش واقع است.
نویسنده محمد عزیزی

«حدیث آرزومندی»؛ زندگینامه سردار شهید حسن شوکت پور

شوکت پور پس از گفتن این حرف ها به طرف آنان دوید. عزیزی هم پشت سرش بود. به انها که رسیدند کمکشان کردند تا از داخل باتلاق نجات پیدا کنند. فقط یک نفر از رزمندگان درون باتلاق ماند و هر کاریمی کرد نمی توانست خود را به آن سمت که حسن می گفت بکشاند و هر لحظه بیشتر در باتلاق فرو می رفت و فریاد می کشید: «کمک!کمک!»
شهید والامقام علی‌اکبر اسد

سفارش های شهید علی‌اکبر اسد به مردم و خانواده‌اش

ای مردم دست از اسلام و آیین محمدی برندارید. دست از ائمه اطهار برندارید. از انقلاب اسلامی حمایت کنید.
شهید والامقام حسین سنگسری

شهید حسین سنگسری مادرش را پیش فاطمه (س) رو سپید کرد

وضو گرفتم و دو رکعت نماز شکر خواندم. آخر پسرم عاقبت به خیر شده بود. بارها از او خواستم که پیش فاطمه ی زهرا رو سفیدم کند.

کرامات شهیدان؛(16) بوى پيراهن يوسف

در آن چمدان پارچه اى وجود دارد. آن را بردار و به چشم عليرضا بكش. چشم درد او خوب مى شود. در اين حالت تا سه بار پارچه اي كه بر آن عكس سه طاووس بود در نظرم آمد و غيب شد. پس از اين خواب به خود گفتم: به اين خواب ها نمى شود اكتفا كرد. اين در حالى بود كه نگرانى من از جهت چشم درد عليرضا و خونى كه از آن مى آمد روز به روز بيشتر و بيشتر مى شد...

کرامات شهیدان؛(15)لحظات بیخودى

در يكى از همين روزها كه فقط من و او در خانه بوديم با اينكه خيلى كم از حالات روحى و عرفانى خود، حتى براى من كه شريك زندگيش بودم تعريف می كرد: به من گفت در دعاى كميل هفته قبل در دانشگاه تهران حال معنوى عجيبى به من دست داد، به طورى كه از شدت گريه در وسط دعا بیهوش شدم و هيچ چيز نفهميدم...

کرامات شهیدان؛(14) آگاه از غيب

چند ماه بعد عمليات والفجر هشت آغاز شد. من در منطقه شيميايى شدم و به اورژانس فرستاده شدم. در اورژانس بچه هايى را كه حسين يكى يكى به آنها اشاره كرده بود، ديدم. آنها به دليل مجروحيت شيميايى و بر اثر اصابت يك راكت شيميايى به سنگرشان به اورژانس آورده شده بودند.

تهران میزبان برگزاری یادواره شهید «مرتضی کریمی»

مراسم گرامی‌داشت شهید مدافع حرم «مرتضی کریمی» دوشنبه 25 دی‌ماه در گلزار شهدای تهران برگزار می‌شود.

مستند مرثیه شهادت شهید علم الهدی

هویزه راه بقا را جسته است...عقل می گوید: کاش جنگ برپا نمی شد و عشق می پرسد مگر نه اینکه خداوند باب جهاد را تنها به روی بندگان خاص خویش می گشاید. آنان شاهدند که عشق چگونه از ترس فراتر نشسته است.

کرامات شهیدان؛(12)چشم باطن

برگشتم و داخل اتاق را نگاه كردم. ديدم حسين روى تخت خوابيده است، در حالى كه به دليل سوختگى صورت، چشمهايش را باندپيچى كرده بودند. وقتى ديدم چشمهايش را بسته اند، تعجب كردم كه با چشم بسته چطور مرا كه از كنار اتاقش رد مى شدم ديد و صدا كرد.

کرامات شهیدان؛(11)رؤياى صادقه

نگهبان هم سرجايش رفت و خوابيد به اين اميد كه من بيدار شده ام و سر پُستم میروم ولى من دوباره به خواب رفتم. دقايقى بعد يكدفعه از خواب پريدم و به ساعتم نگاه كردم. ديدم بيست و پنج دقيقه از پست من گذشته است. با عجله خود را به ميله رساندم. بچه ها خواب بودند و متوجه اين تقصير من نبودند. حسين يوسف اللهى و محمدرضا كاظمى هم به اهواز رفته بودند...

حماسه آفرین هویزه شهید حسین علم الهدی

مقام معظم رهبری در دیدار از هویزه: من در همین جا از شهید علم الهدی پرسیدم شما از سلاح و تجهیزات چه چیز در اختیار دارید؟ دیدم آن ها دل هایشان چنان با نور ایمان و توکل به خدا محکم است که از خالی بودن دستشان هیچ باکی ندارند.آنها پذیرای شهادت بودند چون می دانستند حق هستند.
طراحی و تولید: ایران سامانه