شهادت - صفحه 311

آخرین اخبار:
شهادت

نگذارید كه سلاح هاى من و ديگر برادرانم بر زمين بماند

شهید "ارسلان اوجانی" در وصیت به خانواده و برادران دینی خود چنین نوشته است: از همه مى خواهم كه براى من اشك نريزند، در عوض راهم را ادامه دهند و نگذارند كه سلاح هاى من و ديگر برادرانم بر زمين بماند. من اين راه را در كمال آزدى و با شور و علاقه فراوان، با چشم باز انتخاب كردم.

پیش به سوی هدفی مقدس

شهید "ارسلان اوجانی" در وصیت نامه اش در رابطه با شرکت در جبهه چنین نوشته است: روزى كه به سوى جبهه جنگ اعزام شدم، براى نخستين بار در طول 22 سال زندگى، احساس كردم كه به سوى هدفى مقدس يعنى جهاد در راه خدا و شهادت مى روم . احساس غرور به من دست داد.
زندگی نامه شهید "ارسلان اوجانی" / بخش دوم

پادگان خالی

با وجود آنکه از خدمت سربازی مرخص شده بود ولی ناراحت بود. مرتب می گفت که این کار صحیح نیست و مسائل خطرناکی به دنبال خواهد داشت؛ زیرا پادگان ها از سربازان خالی شده است و این از لحاظ امنیتی برای کشور خوب نیست. دوران جنگ، دوران سختی ست و عاشق وطن میطلبد.
زندگی نامه شهید "ارسلان اوجانی" /بخش اول

خانواده هایی مانند ما...

نداشتن محل سکونت و پرجمعیت بودن خانواده شهید " ارسلان اوجانی " و از همه مهمتر فقر مالی عامل بزرگی در ترک تحصیل او بود. اینجا بود که اندیشید چقدر خانواده هایی مانند ما وجود دارد و چه ظلم ها که بر مردم روا داشته می شود. این جرقه ای برای مبارزات او بود.

«رضایت» به‌وقت اذان

مادر شهید «شهید «قاسم پورگل‌محمدي‌كارسيداني» در خصوص چگونگی اعزام فرزند شهیدش می‌گوید که موقع اذان بود، در حال قامت بستن بودم که آمد با اصرار پیشانی‌ام را بوسید و رضایت اعزام به جبهه را گرفت و رفت.

درست مثل یک راز

برادر شهید " محمدجعفــر اژدری راد " در رابطه با اعزام برادر خود به جبهه چنین گفته است: برای اعزام به جبهه از طريق پايگاه ابوذر اقدام کرد و از اين موضوع هيچكس جز خودش اطلاع نداشت، رفتنش به جبهه را مثل یک راز برای خود نگه داشته بود.

مادر، به جبهه آمدنم افتخار کن

شهید "حسن افضلی" در نامه به مادرش چنین می نویسد: مادرم از اینکه من به جبهه آمده ام شما هیچ ناراحت نباش؛ بلکه خوشحال و سربلند باش و افتخار کن که چنین فرزندی را به امام و در واقع به همان صاحب اصلیش هدیه کردی؛ اگر شایسته باشم و لیاقتش را داشته باشم.

کسی که برای خدا گام بر می دارد دیگر به فکر هیچ چیز نیست

شهید "حسن افضلی" در نامه ای به مادرش از دلتنگی و دوری می نویسد. او چنین نوشته است که: مادر در جبهه همه چیز هست. تنها چیزی که مرا آزار می دهد، دوری از شماست. البته کسی که برای خدا گام بر می دارد، دیگر به فکر هیچ چیز نیست؛ فقط به معبود خود فکر می کند که کی به زیارتش خواهد رفت.
بخش اول

بزرگترين سرمايه

شهید "محمدجعفر اژدری راد" در وصیت نامه اش چنین نوشته است: بزرگترين سرمايه اى كه نزد شماست، عمر عزيزتان است، لازم است بيشترين توشه را برگيريد و بدانيد كه هر لحظه كه از عمر شريف شما مي گذرد يك قدم به قبر و آنجایي كه از شما سئوال خواهند کرد، نزديك مي شويد.

شهادت سعادتی ابدی ست

شهید "محمدجعفر اژدری راد" در وصیت نامه اش چنین نوشته است: عزت، شرف و انسانيت در سايه پیروى از خط خونينِ سرور شهيدان، حسين بن على(ع) است كه شهادت را بر زندگى ننگين ترجيح داد. اميدوارم كه خدواند بزرگ توفيق رفتن اين راه را به اين حقير مرحمت فرمايد و شهادت، اين سعادت ابدى و باقى را نصيب ما نيز بفرمايد.
بخش دوم

دلتان را به خدا بسپاريد

شهید "شهید محمدجعفــر اژدری راد" در وصیت نامه اش، در توصیه به خوانندگان آن چنین نوشته است: اميدوارم كه از آزمايشات الهى همگى روسفيد بيرون بيایيم. دلتان را به خدا بسپاريد، در سختي ها صبر پيشه كنيد و در هر كارى به خداوند بزرگ توكل كنيد.

دفتری به نام جبهه

شهید "محمدجعفر اژدی راد" آخرین بار که برای تشیع جنازه یکی از دوستان شهیدش به تهران آمد، به خانواده اش چنین گفت که در پادگان دوکوهه و در دفتر به کار مشغول است.

شاگرد آهنگر

شهید "حسین ارباب" در کودکی وضع اقتصادی چندان خوبی نداشت. او با وجود آنکه تنها 10 سال داشت برای کمک به خانواده در آهنگری به شاگردی پرداخت.

«پیکری بر دست آسمانیان»

شهید «سیدکریم اعتصامی» که در دوران دفاع مقدس شهید شد و پیکرش جاویدالاثر شد؛ گویی که پیکرش بر دستان آسمانیان تشییع شد.

ویژه نامه اینترنتی سرلشگر شهید حسن طهرانی مقدم

نوید شاهد - در سالروز شهادت سردار سرلشکر شهید «حاج حسن طهرانی مقدم»، ویژه نامه اینترنتی؛ شامل منتخب مطالب پربیننده مرتبط با ایشان در سایت نوید شاهد؛ گزارش، گفتگو و روایت های شفاهی تقدیم علاقمندان آن شهید والامقام می شود.

حاجت گرفتن از دعای توسل

شهید «منوچهر آرام» در نامه‌ای به خواهر خود ماجرای گم‌شدن اسلحه و حاجت گرفتن از دعای توسل را بیان می‌کند. خواندن این نامه خالی از لطف نیست.

من بزرگ شدم!

مادر شهید «منوچهر آرام» در خصوص اصرار زیاد فرزندش برای اعزام شدن به جبهه می‌گوید که یک روز ما او را با موهایی که به ریشش چسبانده بود دیدیم که برای خنده می‌گفت: من بزرگ شدم، ریش درآوردم.

نامه زیر طوفان ماسه!

شهید "حسین ارباب" برای خواهر خود در نامه اش می نویسد: حالا که دارم این نامه می نویسم به هزار زور است؛ چون اینجا خیلی گرم شده و دمای 53 درجه یا هوای طوفانی است که مدام خاک و ماسه است که پدرمان درآمده!

ما به سلامت رسیده ایم

شهید "حسین ارباب" در به محض رسیدن به جبهه به همراه یکی از دوستانش، برای خانواده اش نامه می نویسد و از طرف خودش و او به همه سلام می رساند.

کسی که هیچ گاه فراموشت نخواهد کرد...

وجود برادر از ارزشمندترین دارایی های هر مرد است. گاهی حرف هایی هست که تنها می شود به یک نفر گفت؛ برادر تکیه همیشگی ست. شهید "یوسف ابراهیم پورزند" در نامه به برادرش از حمله ای می نویسد و از او می خواهد که کسی را از آن مطلع نسازد چرا که ممکن است باعث نگرانی آنها شود.
طراحی و تولید: ایران سامانه