شهید اسماعیل جابری فرزند سبزی درسال 1346 در شهرستان مرزي دهلران چشم به جهان گشود. وي تحصيلات خود را تا سال دوم راهنمايي ادامه داد .
با آغاز تجاوز ارتش بعث عراق به میهن اسلامی براساس احساس وظیفه و لبیک به ندای امام و مقتدایش ، حضرت امام خمینی (ره) ، بعنوان سرباز به سپاه پاسداران انقلاب اسلامي پيوست و روانه ی جبهه های نبرد حق علیه باطل گردید .
وی در عملیاتهای متعدد حضور یافت وحماسه های فراوانی در دفاع از میهن اسلامی خلق نمود تا آنكه سرانجام در سی ام دی ماه 1365 طي درگيري مستقيم با دشمن بعثي در ارتفاعات قلاویزان به درجه رفیع شهادت نایل آمد. مزار اين شهيد والا مقام در جوار مرقد امامزاده سيد اكبر(ع) شهرستان دهلران ميباشد.
ایثارگران و جانبازان در طول هشت سال دفاع مقدس جان خود را در طبق اخلاص گذاشتند و با تحمل سختیها و شکنجههای بسیار امنیت و آرامش را برای کشور به ارمغان آوردند...
بصورت ردیف های منظم، ضربه های کابل سیاهشان را محکم و ناجوانمردانه به پیکر نحیف اسرا می نواختند. کم کم موقع تنبیه ما هم نزدیک شده بود.افسر عراقی که مثل قاتل به ما نگاه می کرد صافی بزرگی از درختان خرما(نخل) را به دست گرفته و به ناحیه پشت و سینه اسرا یک ضربه می زد...
پس از ازدواج نیز به شغل دامداری وکشاورزی پرداخت و در حین چرای دام به دلیل برخورد با مواد منفجره باقیمانده ازجنگ تحمیلی درمنطقه ابوغویر دهلران به شهادت رسید...
چند سال از خدمت خود را بین محرومان و مستضعفان شهرستان دره شهر گذراند تا شاید با مداوای بیماران و انجام امور امدادی باری از بارهای سنگینی که همیشه نسبت به این محرومان بر دوش خود احساس می کرد از شانه خود بردارد...
شهيد قاسم پولاب فرزند جاسم در سال 1337 در روستاي كارزان از توابع شيروانچرداول ديده به هستي گشود وي سواد را در حد خواندن و نوشتن آموخت و بعدها جذب ژاندارمري شد با آغاز جنگ شهيد بعنوان جوانمرد حضوري فعال در نوار مرزي ميمك داشت و عاقبت در رشادتي وصف ناپذير در نوزدهم دی ماه 1359 در اثر اصابت تير به ناحيه سينه به شهادت رسيد. از این شهید گرانقدر 2 فرزندبه یادگار مانده است. مزار شهید گرانقدر در جوار امامزاده علی صالح(ع) می باشد.
به راستی، میمک یادآور صلابت و اقتدار عشایر است. نگاه مردان عشایری هنوز هم یادآور صلابت و اقتدار رزمندگان جان برکف و نیروهای غیور عشایر در جبهه های نبرد حق علیه باطل است. هرقله و هر شیار ونقطه ای از میمک داستانی پرماجرا دارد...
اگر من لیاقت شهید شدن را داشته باشم خواهشمندم که برای من ناراحتی نکنید ، من این راه برای پیروی از نهضت حسینی است خودم انتخاب کرده ام و به جای ناراحتی افتخار کنید که ما توانسته ایم...
در انجام واجبات بسیار کوشا بود به نماز اول وقت بسیار اهمیت می داد به ما هم می گفت اول نماز بعد مابقی کارها، به هر کدام از جوان های محله که نماز خواندن بلد نبودند آموزش می داد...
جانباز هفتاد درصد علی اکبر اسدی پس از رشادت های فراوان در عملیات های مختلف در سال 1364 در منطقه تنکه تاریکه مهران از ناحیه کمر و هر دو پا به شدت آسیب دید
شهيد ولي اله عبدالهي پور فرزند برزو در سال 1329 در شهر ايلام متولد شد و در سايه محبت والدينش توانست تحصيلات خود را تا مقطع ديپلم با با تلاش فراوان پايان برد سالهاي پاياني تحصيل شهيد همراه با وزيدن نسيم انقلاب بود و انديشه هاي پاك وي موجب شد كه به صف انقلابيون بپيوندد
شهيد پس از پيروزي انقلاب به خدمت نظام وظيفه پيوست و پس از گذراندن دوران آموزشي ويژه داوطلبانه با تيپ 3 رزمي همدان به جبهه خوزستان اعزام گرديد و آرپي جي زن شكارچي تانك دشمن گرديد در شانزدهم دی ماه د1359 در منطقه عملياتي كرخه نور به شهادت رسيد و پيكر پاكش در خاك پاك هويزه جاودانه گرديد.