دوازده سالش بود، همیشه گریه میکرد که من میخواهم جبهه بروم، رضایت بدهید. من میگفتم:"تو هنوز سنت کم است، هر وقت که بزرگ شدی میروی"، ولی میگفت: اگر رضایت ندهید... ادامه این خاطره از مادر شهید «قدیر حیدری» را در پایگاه اطلاعرسانی نوید شاهد استان قزوین بخوانید...