شهدا - صفحه 127

شهدا

تشییع زیباترین فرزندان آفتاب در دروازه نجف

مراسم تشییع پیکر مطهر زیباترین فرزندان آفتاب و خاک امروز در دروازه نجف با حضور اقشار مختلف مردم استان کرمانشاه برگزار و 60 شهید تازه تفحص شده والامقام از مرز خسروی وارد کشور شد.
از طریق مرز خسروی؛

پیکر پاک و مطهر 60 شهید وارد کشور شد

پیکر پاک و مطهر 60 شهید تازه تفحص شده هشت سال دفاع مقدس از طریق مرز خسروی وارد کشور شد.

مراسم تشییع پیکر شهدای تازه تفحص شده "سربنیتسا"

مراسم تشییع پیکر شهدای تازه تفحص شده «سربنیتسا» در پایتخت بوسنی و هرزه گوین برگزار شد.
نماینده ولی فقیه و امام جمعه کاشان:

«ولایت» و «شهادت» عامل بقای اسلام هستند

آیت اله نمازی در ديدار با مديركل بنياد شهيد و امور ايثارگران استان اصفهان ، با معرفی ولایت و شهادت به عنوان عوامل بقا و استمرار حکومت اسلامی در نظام توحیدی گفت : در فرهنگ شيعه اگر امامت و شهادت از نظام توحيدي گرفته شود چيزي باقي نمي ماند امروز بعد از 1400 سال با وجود همه دشمني ها و ستيزه جويي ها ومخالفت ها....

جشن دامادی «محمد» در معراج شهدا

مادر با قلبی ناآرام و سال‌ها چشم انتظاری به معراج شهدا آمده بود؛ یک دسته اسکناس 50 تومانی و یک پاکت پُر از نُقل را هم با خود آورده بود. او آمده بود تا در روز وداع با فرزندش، برای «محمد» جشن دامادی بگیرد.

روز شمار شهدا /معرفی شهدا شانزدهم تیر ماه

هدف از انتشار آلبوم روزانه شهدای استان، به همراه زندگی نامه آشنایی بیشتر مردم خراسان شمالی با شهدای هر روز است.با ذکر صلوات ،روح بلند امام خمینی(ره ) وشهدای هشت سال دفاع مقدس به خصوص شهدای امروز استان را شاد کنیم.

علی ضیایی به جمع شهدای مرزبان پیوست

مرزبان ارومیه‌ای حین پایش و حراست از مرزهای جمهوری اسلامی ایران بر اثر سانحه‌ای به مقام شهادت نایل شد.
گزیده ای از وصیتنامه شهید محمد شجاعی؛

اعتقادم به این مکتب از نور خورشید قوی تر است

شهید محمد شجاعی در تاریخ اول فروردین ۱۳۴۲ در اردبیل به دنیا آمد و در تاریخ ۲۴ بهمن ماه ۱۳۶۱ در درگیری مسلحانه با منافقین، در منطقه پیرانشهر به شهادت رسید.
شهید احمد فیروز بخت

لذت کتاب خوانی در خاطرات شهید احمد فیروز بخت

همیشه کتابها را صحیح و سالم بر می‌گرداند و می‌گفت: «هر چه بیشتر از این کتابها می خونم بیشتر مشتاق میشم».

گزیده‎ای از وصیتنامه معنوی شهید «عادل شجاعی»

شهید عادل شجاعی در سال ۱۳۴۳ در اردبیل دیده به جهان گشود و در تاریخ ۱۸ بهمن ماه ۱۳۶۲ در منطقه عملیاتی فکه به شهادت رسید.

خاطره ای کوتاه از بسیجی شهید "علی آبسواران خاطره ای کوتاه از شهید بسیجی "علی آبسواران" به روایت پدر

از روحیه بالایی برخوردار بود و قبل از عملیات کربلای چهار باهمرزمانش شوخی و خنده می نمود
قسمت اول خاطرات شهید «احمد فیروزبخت»

لذت کتاب‌خوانی در خاطرات شهید «احمد فیروزبخت»

دوست شهید «احمد فیروزبخت» نقل می‌کند: «همیشه کتاب‌ها را صحیح و سالم برمی‌گرداند و می‌گفت: هرچه بیشتر از این کتاب‌ها می‌خونم، بیشتر مشتاق می‌شم.»

روایت خبرنگار اتریشی از ورود حادثه دیدگان سردشت به وین

رونالد اشمیدل، خبرنگار شبکه «O.R.F»، خبرنگاری است که شب ورود قربانیان حادثه سردشت به وین در فرودگاه حضور داشت. روایت تصویری این خبرنگار از وضعیت حادثه دیدگان را در فیلم زیر ببیند.
نقاش تابلوی شهدای دفاع مقدس و مدافع حرم در گفت‌وگویی از فرصت‌ها و کمبود‌های هنر برای معرفی شهدا می‌گوید

نقاشی حاج‌احمد متوسلیان جایزه شهدا به من بود

هنر یکی از بهترین راه‌های ارتباطی برای معرفی قهرمانان یک کشور است. غفلت و کم‌کاری فرهنگی باعث شده تا ما آن‌طور که باید و شاید نتوانیم این قهرمانان را به نسل‌های بعدی معرفی کنیم و ابعاد شخصیتی‌شان را نشان دهیم.
شهید قدرت الله فرزانه پور

تلاش برای ساخت مسجد و حسینیه در خاطرات شهید قدرت الله فرزانه پور

می‌دانستم که هر وقت می‌رود بیرون یا در مسجد است و یا حسینیه. سیزده چهارده سالش بود. می‌رفت آجر جا به جا می‌کرد و کمک می‌کرد.
با شهدای کرمانشاهی؛

کلیپ/ زندگینامه شهید قدرت اله طاهر آبادی

شهید قدرت اله طاهرآبادی در سال 1337 در شهرستان کنگاورمتولد شد و تا اینکه در تاریخ 22 خرداد 1365 در منطقه مهران به شهادت نائل آمد.
مصطفی چمران خبر داد؛

برگزاری مراسم بزرگداشت شهید چمران در سراسر کشور

مسوول برگزاری مراسم بزرگداشت سالگرد «شهید چمران» گفت: مراسم بزرگداشت شهید چمران چهارشنبه 30 خردادماه در تالار اندیشه حوزه هنری برگزار خواهد شد.

مراسم بزرگداشت شهدای شیمیایی سردشت برگزار می‌شود

مسئول حفظ آثار سپاه شهدای آذربایجان غربی گفت: مراسم بزرگداشت شهدای شیمیایی سردشت در روز هفتم تیر ماه برگزار خواهد شد.

نماهنگ شهدای مدافع حرم کرمانشاه

نماهنگ زیبای شهدای مدافع حرم کرمانشاه با صدای حامد زمانی
گردآورنده: محمد علی غریب شائیان

نوازشگران جان (دفتر اول) داستان های ایثار و شهادت

مسعود ، ساجد اسکندری را بالای سر خود دید . با نگاه خسته اش لبخندی زد . ساجد روی هر دو پا نشست . خیلی عجله داشت رزمندگان در حال پیشروی بودند . او باید به دیگر رزمندگان می پیوست . از طرفی هم نیمتوانست مسعود را با چنین حالی رها سازد . بند پوتینش را باز کرد و آن را محکم به رگ بالای محلی که تیر خورده بود بست ، به مسعود گفت : « همین جا بمان ، الان بچه های امداد از راه می رسند .
طراحی و تولید: ایران سامانه