مقارن دهه ی اول محرم سال 1359، براي آزاد سازی منطقه قراویز، در محورهای گیلان غرب، سرپل ذهاب و در غرب کشور اين تفکر رواج یافته بود كه اگر در عاشورا همزمان حمله كنيم، ارتش عراق مقاومت نمی کنند و چون بچه های ما خون حسینی در رگ هایشان وجود دارد و با عشق به امام حسین (ع)، حتما" پیش روی خواهیم کرد و با حمایت مردم عراق، منطقه آزاد می شود.
یکی از مداحان معروف اردوگاه به نام «جواد قندی» را مخفیانه به آسایشگاه ۶ آورده بودیم تا مراسم عزادری را برگزار کنیم. سربازی به نام «حسین» از قبل این مداح را شناسایی کرده بود.
آئین تعزیه خوانی روز تاسوعای حسینی در روستای کندوله شهرستان صحنه کرمانشاه با حضور مردم و مسئولین این شهرستان برگزار شد. کندوله در 62 کیلومتری شهرستان صحنه و 80 کیلومتری شهر کرمانشاه واقع شده است.(عکاس: بهمن زارعی)
ماه مُحَرّم یا محرمالحرام نخستین ماه تقویم اسلامی (هجری قمری) و از جمله ماههای حرام است. بههمانگونه که پیش از ظهور اسلام، در دوران جاهلیت، جنگ و خونریزی در این ماهها ممنوع بود، اسلام نیز همان را تأیید کرد...
روایت شنیداری « کتاب آه » براساس ترجمه مقتل نفس المهموم/ بخش دوم
فرمانده سپاه حضرت عباس (ع) استان اردبیل گفت: رزمندگان و ایثارگران در طول 8 سال جنگ تحمیلی در اوج قربت و مظلومیت از ایران پهناور اسلامی صیانت کرند و حفظ این ثروت ملی نیازمند اقدامی جهادی است.
از شهداي همراه پيامبر تا شهداي دشت خونين و گرم كربلا و از شهداي عاشورا ي حسيني تا شهداي به خون خفتة انقلاب كبير اسلاميمان. با درود و سلام خدا بر تمامي رزمندگان قهرمان كه سنگرهاي ايثار و مقاومت (با حماسهآفرينيهايي كه حماسة كربلا را در دلها زنده ميكند و عاشورا را در خاطرهها به ياد ميآورد) به نبرد با لشكريان كفر و ياران مستكبران برخاستهاند
مادر شهید محمد حسین حدادیان میگوید: گفتم محمد هر وقت دست بلند کردم که بگویم «یا حسین(ع)» دستم خالی بود ولی امروز که دست بلند کردم، خون تو در دستانم بود. با خونی که از صورت تو گرفتم، میگویم: «یا حسین(ع)».
پروردگارا زمانى است كه تمامى روزهايمان عاشورا است و زمينهايمان كربلاست و ماههايمان محرم و صحراهايمان قتلگاه است و بهشتى هايمان حسين وار و مظلوم شهيد مى شوند و تمامى جبهه هايمان پر از بدنهاى خونين مثل على اكبرهاى زمان است .
به مناسبت سالگرد شهادت سردار شهید «محمدعلی مشهد»، خاطرهای از همرزم این شهید گرانقدر برای علاقهمندان منتشر میشود. این خاطره از کتاب «تشنه دیدار»؛ خاطراتی از شهید «محمدعلی مشهد» به قلم حسن جلالی و سکینه صرفی، اقتباس شده است.