بگوئيد صبركنند براى خدا كه خداوند، خلق ميكند و ميميراند چه بهتر كه انسان لايق باشد در راه او شهيد شود اما من كه در اين جبهه حق عليه باطل شركت كردم آگاهانه بوده و خودم انتخاب كردم ...
سال 1361 ازدواج كرد و صاحب پسر و يك دختر شد. به عنوان بسيجي در جبهه حضور يافت. بيست و پنجم آذر 1366 ، با سمت راننده خودرو حمل مهمات در جاده اهواز- دو كوهه دچار سانحه رانندگي شد و به شهادت رسيد.
شیون مکن ، مادر ، بر مرگ خونبارم ... شیون مکن ، مادر . »من گریه نمی کنم ، اطرافم هم گریه می کنند ؛ اما من ساکتم ، خودم را نگه می دارم و شیون نمی کنم . به عکس پسرم ، رضا نگاه می کنم ، که غرق در دسته های گل ، روی تاقچه اتاقمان گذاشته ام . چشمهایش انگار می خندند...
یک روز پنجشنبه بعد از ظهر به منزل آمد و گفت : بابا خداحافظ . گفتم : کجا ؟ گفت : " امام فرموده است فرزندان من باید به جنوب بروند خطر از جانب عراق کشور اسلامی ایران را تهدید می کند . " من گفتم : چگونه و به چه وسیله می روی؟ گفت : با سپاه پاسداران .
شهید علی میرزا پرموزه در 20 آذر 1360 در گیلانغرب جبهه ي آوزین ـ شیاکوه در حمله ي بعثي ها پس از جهادی دلیرانه، بر اثر ترکش و انفجار مین در محورهای عملیاتی مطلع الفجر به درجه رفیع شهادت نايل آمد.
وی تا مقطع دوم راهنمایی تحصیل کردو قبل از شهادت بعنوان کارگر کارخانه لعاب قائم اشتغال داشت.نامبرده مجردبود . درتاریخ بیست ویکم آذر 1361 با سمت خمپاره انداز در براثر اصابت ترکش به قلب درمنطقه عملیاتی میمک توسط دشمن بعثی به شهادت رسید
شهید «محسن رضايی پور» در وصیت نامه اش آورده است: پدر عزیزم، راهم آگاهانه بود و هدفم مشخص و عشق به مبارزه و مسئولیت را دارم که من مانند سایرین خودم را مدیون دانسته و تسلیم باشم و شاید اگر خدا بخواهد، بشوم. نمی توانستم در خانه بمانم و غرق در شعار باشم.
خدایا مرا دریاب و یاریم کن تا بتوانم از قطره ی خونی که در رگهایم جاریست برای احیاء راه حسین و فرزند خلف او خمینی که همانا راه تو و دین تو است و تداوم خون شهیدان راه حق و آزادی از صدر اسلام کربلای حسینی تا کربلای خمینی ریخته شده است درگذرم .
هان اي كساني كه با گذشت اين مدّت و با ديدن اين ايثارها و گذشتها هنوز خويش را از اين انقلاب روشنگر بيگانه احساس مي كنيد . تا كي سر ديده بر آسمان داشته و جلوي پاي خويش را نمي نگرد ؟ آيا در اين برهه از زمان ديدن حقّ و روي بر تافتن و بي تفاوت بودن معنا دارد ؟
ای پدر نازنین ، ای پدر که بزرگترین سختی ها را بدوش کشیدی ای قهرمان ای پدر واقعی تو با تمام قدرت و دقت من را بزرگ کردی و فدای اسلام کردی آفرین بر تو پدر قهرمان من ، نمی توانم با چه زبانی از تو تشکر کنم ای پدر تو آنقدر خرج کردی که مرا در این راه فرستادی و به این گام رساندی ...
شهید در زمان مبارزه با طاغوتیان می گفت ما پیروزیم و طاغوتیان باید دست از سر مردم مستضعف این مملکت بردارند و با پیروزی انقلاب به قدری خوشحال بود که در پوست خود نمی گنجید و نوید می داد که انشاءالله دارای کشوری خواهیم شد که قانونش قرآن است.
دشمن که با تمام زور سلاح با ما وارد جنگ شده اما تا بحال نتوانست کاری بکند، حتی از سلاحهایی که در قانون بینالملل ممنوع بود استفاده کرد ولی نتوانست در برابر نیروی ایمان رزمندگان اسلام کاری از پیش ببرد.
هر فرد مسلمان برای خود حضرت حسین بن علی را الگوی خویش قرار دهد که امام حسین برای نجات اسلام عزیز دست از برادر و خواهر و زن و فرزند برداشت و هر چه داشت برای اسلام فدا کرد.