روایتی شنیدنی از تشنگی و شکنجه در نخستین شب اسارت آزاده و جانباز «رحمن علی مرادی»
جانباز و آزاده «رحمنعلی مرادی» روایت میکند که در نخستین شب اسارتش، از شدت تشنگی به پنجره آسایشگاه رفت و آرزو کرد گنجشکی شود تا از شیر آب بیرون جرعهای بنوشد، اما با خشونت نگهبانان مواجه شد و سخت کتک خورد.