نوید شاهد - «گلوله ای در فاصله 10 یا 20 متری ما اصابت کرد، شدت آن به قدری زیاد بود که من متوجه نشدم و بیهوش شدم و اطلاعی ندارم که در منطقه چه اتفاقی افتاد تا اینکه صبح روز بعد ساعت حدود 10 صبح به هوش آمدم، در حالیکه روی شکم خوابیده بودم و کلاه اورکتم روی سرم بود سرم را بالا آوردم و چپ و راستم را مشاهده کردم، تعداد بسیاری از دوستان رزمنده ام کنارم به شهادت رسیده بودند و تنها من زنده با مجروحیت فراوان زنده بودم. با توجه به وضعیت و شرایط پاسداریم نباید زنده می ماندم براین اساس مقاومتی در مقابل عراقی ها داشتم؛ هوشیار که شدم تفنگ را روی سینه گذاشته و مقاومت کردم و شلیک کردم تا فشنگ هایم تمام شد» آنچه خواندید بخشی از سخنان آزاده سرافراز علی احمدی در گفتگو با نوید شاهد خوزستان است، شما را به خواندن متن کامل این گفت و گو دعوت می کنیم.