خاطرات - صفحه 61

خاطرات
لزوم اهمیت به خمس و مشارکت های مالی

خاطرات شهید عباسعلی الله دادی / خمس

ریز حساب و کتابم روتوش یادداشت می کنم تا هر سال سر وقت خمسش رو بدم

زن روستایی در خط آتش

هر روز صبح برای رزمنده ها حلیم می پخت، قابلمه حلیم را روی سرش می گذاشت و به خط مقدم آبادان می رفت.

کتاب ستاره های نبرد هوایی

کتاب ستاره‌های نبرد هوایی، نوشته امیر سرتیپ2 خلبان دکتر احمد مهرنیا، کتابی سریالی است در قطع رقعی با بیش از 500 صفحه که در حال حاضر دو جلد آن در انتشارات سوره مهر به چاپ رسیده است.

دفتر خاطرات شهید « صمد اسودی »

همسرش مي گويد: پايه و اساس زندگي او رضاي خدا بود. زماني که به خواستگاري من آمد اولين حرفي که زد اين آيه شريفه بود:ان صلاتي و نسکي و محياي و مماتي لله رب العالمين...

حضور شهید حاج شیخ جواد قاسم پور در جنگ و فتح سوسنگرد

با خوشحالی عازم جبهه شدیم، به اهواز رسیدیم، در حالی که شهر تاریک بود و خیلی وحشت داشت. کم کم ما را به منطقه آشنا نمودند و مارا عازم سوسنگرد ـ این شهر مقدس که رنگین از خون شهیدان و هر مکانی از آن حکایت ها بر زبان داشت ـ کردند.

دفتر خاطرات شهید "محمدعلی ملک شاهکویی"

نوید شاهد گلستان: با مروری بر زندگی نامه و وصیت نامه سرداران شهید استان خود قصد شناسایی و آشنایی بیشتر این شهیدان گرانقدر نموده است.

شهيدی که وجود خود را در راز و نياز شبانه با معشوق مي‌ديد

شهید بهاءالدین رازینی وجود خود را در راز و نياز شبانه با معشوق مي‌ديد و بزرگ‌ترين درد بهاءالدين از دست دادن اين عشق‌بازي بود.
شهید آذر ماه

خاطرات شهید داود ابرقوئی؛ خواب مادر، وجدان کاری

شهید داود ابرقوئی فرزند حسینعلی در سال 1347 در شهر مقدس قم دیده به جهان گشود. او در تاریخ 4/9/65 جهت مرخصی شهری به اندیمشک آمده بود که در بمباران وحشیانه هواپیماهای مزدوران بعثی به مناطق مسکونی و مردم بی دفاع بر اثر اصابت ترکش به ناحیه گردن به درجه رفیع شهادت نائل و به لقاءالله پیوست.
خاطران همسر شهید

سکوت شهید درس یک عمر زندگی من شد

همسر شهید «حشمت الله ملکی» گفت: در جایی که من احساس کردم همسرم بسیار عصبانی می شود اما او در نهایت صبوری رفتار کرد و من ازاین رفتار شهید برای یک عمر زندگی خودم درس گرفتم .

خاطرات شهید جلیل جلیل زاده از شهدای آذر ماه

شهید جلیل جلیل زاده فرزند محمد در سال 1344 در شهر مقدس قم چشم به جهان گشود. او در تاریخ 26/9/60 در جبهه بستان بر اثر اصابت ترکش مزدوران بعثی به مقام شامخ شهادت نائل و به وصال حق شتافت.
شهید آذر ماه

شهید قاسم آقا صادق مقدم به روایت از اعضای خانواده

شهید قاسم آقا صادق مقدم فرزند محمد در سال 1341 در خلجستان قم دیده به جهان گشود. او در تاریخ 25/9/60 در منطقه عملیاتی گیلانغرب در نبرد موفقیت آمیز رزمندگان پرتوان اسلام بر علیه کفر جهانی صدام کافر مفقودالاثر گردید.
خاطراتی از فرمانده پايگاه هاي مقاومت حوزه سلماس

خاطرات ناد علی برادر شهید غلامعلی مهدیزاده

زماني كه در شهرستان سلماس مشغول تحصيل بود، دوستان ايشان مي آمدند و به ما مي گفتند كه پسرتان عكس هاي شاه را از روي ديوارها مي كند و در يك جاي مخفي آنها را پاره مي كند.
شهید آذر ماه

خاطرات شهید رضا جوزدانی به روایت از مادر

شهید رضا جوزدانی فرزند قدرت الله در سال 1340 در شهر مقدس قم چشم به جهان گشود. او در تاریخ 20/9/60 در منطقه عملیاتی گیلانغرب بر اثر اصابت ترکش دشمن صهیونیستی عراق به فیض عظیم شهادت نائل و به لقاءالله پیوست.
شهید آذر ماه

خاطراتی از شهید دریا دل رضا جابری فردوئی

شهید رضا جابری فردوئی فرزند حسین در سال 1332 در روستای فردو از توابع قم چشم به جهان گشود. او در تاریخ 16/9/60 در جبهه تپه چشمه به علت اصابت گلوله به درجه رفیع شهادت نائل و به لقاءالله پیوست.
به مناسبت روز دانشجو؛

خاطراتی از شهید غلام عباس کمیلی

در یادواره روز دانشجو امروز یادی می کنیم از شهید غلام عباس کمیلی دانشجوی رشته پزشکی که با شروع انقلاب اسلامی به ایران برگشت و قطره ای از این دریای خروشان شد باید دید که این دریا چه قطره های بزرگ و درخشانی را در خود جای داده است

عکس و تصویر خاطره ای از شهید قدرت الله سالاری به روایت مادرش

شهید قدرت الله سالاري ‌سردري می باشد این شهید گرانقدر در تاریخ يازدهم آذر 1344، در روستاي سردر از توابع شهرستان حاجي‌آباد ديده به جهان گشود. به همین مناسبت عکس و تصویر خاطره ای که توسط مادرش نقل شده است منتشر می گردد

9 روایت از جانباز شهید وهب اصغری راد در سالروز شهادت

در عملیات قادر در منطقه ای بنام مریوان، اصغری بیسیم چی شهید کاوه بود. این اولین عملیاتی بود که هم عراقی ها و هم کمونیستها در آن درگیر بودند.

نهج البلاغه

لبخندی زیبا جمله ای از نهج البلاغه را برایمان گفت: اگر مرگ برسد چه در نوک کوه ها و یا دقعر دریاها باشی، تو را در خواهد گرفت.

روایت شهید علی صیاد شیرازی از طلبه شهید محمدرضا جعفر پیشه

شب بود و حسابی برف باریده بود. نود سانتی متری می شد. یک مرتبه متوجه شدیم از محمدرضا خبری نیست.

مروری بر خاطرات شهید علی رضابراتی در سالروز شهادتش

شهید علی رضا یک روز که ماخبر نداشتیم رفته بود با همه فامیل وآشنایان خداحافظی کرده بود، حتی با کسانی که سالها در قهر بودیم نیز خداحافظی کرده بود...
طراحی و تولید: ایران سامانه