حسین اسرافیلی - صفحه 3
۳۰//۱۴۰۴
۰۱:۱۱
فا
فارسی
English
العربیة
خانه
اخبار
عکس
فیلم
اسناد
کتاب
مجلات شاهد
ویژه نامه
پژوهش
استانها
موزه شهدا
جستجوی شهدا
شهدای غریب
تفال به وصایای شهدا
آخرین اخبار:
پوستر اجلاسیه کنگره ملی شهدای غریب در اسارت رونمایی شد
کنگره شهدای غریب باید «پدیده فرهنگی» و «بازتاب اجتماعی» خلق کند
تازهترین شماره شاهد نوجوان منتشر شد
جانباز مدافع حرم، شهید جنگ ۱۲روزه شد
حسین اسرافیلی
این کوچه ها شبیه قفس بود و خواستی / مانند آسمان خدا، بی کران شوی
شایسته ات نبود که تسلیم نان شوی/ غرق سکوت شهر، اسیر گمان شوی/ این کوچه ها شبیه قفس بود و خواستی
در کسوت خونین تباران
در کویر روزگاران مثل باران زیستند، مثل باران در کویر روزگاران زیستند/ زیستند اما نه چون پاییز رخوتناک و زرد، با طراوت، سبز، مانند بهاران زیستند
بیست و یک سال روی موج جنون، بیست و یک سال، ربنایش خون
جمله اش مبتدا نمی خواهد، لحظه هایش پر از خبر شده است / تیترهای عزیز ما بنویسید، سرفه هایش شدیدتر شده است/ بنویسید «داشت می سوزد!» بنویسید «داشت می میرد!»
حضور سرخ شقایق تویی به فصل جنون
زلال آینه و آفتاب معنا شد/ شمیم یاسمن و شعر ناب معنا شد/ از آن شبی که جبین تو ارغوانی گشت
مرد عاشق سنگر! تو را خداحافظ
نگاه خیس غزل ها به سنگر افتاده است/ سکوت آینه، حتی به گریه افتاده است / هوای سرخ شلمچه ببین چه طوفانی است
شهید ما
شبی نبود که موجی از انفجار نداشت / تپیدن رگ جان، لحظه ای قرار نداشت / کنار مرگ درختان گذشت عمر و گذشت
خاکریز ماه
نزدیک بی قراری باران / و ما سه نفر بودیم / که پشت خاکریزماه / یک ابر در میان
خطوط مقدم
همیشه نقاشی ها / حرف های زیادی برای گفتن / شعرهای زیادی برای نگفتن
پدر از خون تو نمی گذرم
سال ها پیش کودکی بودم / سخت درگیر کودکی هایم / پدرم اتفاق سبزی بود/ در نهان خانه تماشایم
وقت آن است که سجاده ز خون تر بشود
عشق تا سمت پریشانی شب می آید/ کسی انگار به مهمانی شب می آید / در رگ حادثه دیری ست که خون آشفته ست
غرق تاول خردل شده دستانشان
این شقایق ها که از مین مشوش سر زدند/ ریشه در آب حیات خضر پیغمبر زدند / در هیاهویی که آتش شعله می زد هرطرف
این قطعه خاک، بوی ملائک گرفته است
رفتی سبد سبد، گل پر پر بیاوری/ مرهم برای زخم کبوتر بیاوری / رد هزار چلچله را پر کشیده ای/ تا از شب طلائیه سر در بیاوری
پرسیده ام نشان تو را اما چیزی نگفته اند کبوترها
از کاکل بلند صنوبرها / از چشم خون گرفته شبدرها/ پرسیده ام نشان تو را اما/ چیزی نگفته اند کبوترها
پرواز خونین
پشت سرت آب پاشید برداشتی تا تفنگت / صبحی که بوسید مادر با اشک چشم قشنگت / مادر نگاهت نکرد وپشت سرت بست در را
دوازده روایت جنگ
دوازدهم/ آبان/ هزار و سیصد و شصت وپنج / معلم ادبیات / دفتر حضور غیاب / و سه نفرآخر کلاس
همیشه قسمت ما ...
غریبه آمده بودی، غریبه تر رفتی / به دخترت همه گفتند: تو سفر رفتی / مگر نه اینکه سفر می روند برگردند
یک لنگه از پاهایتان در دشت جا مانده
از آخرین پوتین فقط یک رد پا مانده / یک تانک در ابهام مشتی رمل جا مانده / از حاجی و میدان مین و سنگر و ترکش
همیشه حرف دلش حرف درد مردم بود
کسی که غربتش آیینه را تکان می داد / به یاس ها چه صمیمانه آشیان می داد / همیشه حرف دلش حرف درد مردم بود
با سرفه هایی خشک پنهان شعرمی خواند
باران که می بارید گلدان شعر می خواند / دل با خودش در زیر باران شعر می خواند / مادر لباس کهنه ای را وصله می کرد
لبریز داغ ها
سرشار از کبودی و لبریز داغ ها! / هم صحبت قدیمی این کوچه باغ ها! / بعد از تو شانه های ستبر درخت شد
<
1
2
3
4
>
تازهها
رهبر انقلاب: خطرناکتر از ناو، سلاحی است که آن را به قعر دریا میفرستد
دعوت بنیاد شهید و امور ایثارگران از مردم برای حضور در اربعین شهدای حوادث اخیر
از تمام ظرفیتها برای حمایت از تولید و عرضه آثار فرهنگی فاخر و متعهد استفاده می کنیم
کارگاه ادبیات پایداری «خط تازه» در موزه ملی انقلاب اسلامی و دفاع مقدس برگزار میشود
بازگشت ۸۵ شهید دفاع مقدس از مرز آبی اروند به میهن اسلامی
استقبال از ۸۵ شهید تازه تفحص شده در اروندرود
برچسب منتخب
گروه مجلات شاهد
بنیاد شهید و امور ایثارگران
طراحی و تولید: ایران سامانه