روایتی خواندنی از «اکبر ایاز» همرزم شهید «ابراهیم رستمی»
«اکبر ایاز» همرزم شهید میگوید: در تاریکی شب، لحظهای که صدای تیراندازی عراقیها قطع میشد، گوش میکردیم تا شاید صدای ابراهیم را بشنویم. خوب گوش کردم، در دور دست صدای زمزمهی قرآن میآمد. به آقای طاهری گفتم: صبر کن، انگار صدای حاج ابراهیم میاد! آقای طاهری هم دقت کرد و گفت: آره؛ اما از کجا؟ معلوم نیست صدای حاجی باشه.