نوید شاهد- «بار آخر که شهید عازم بود چهره اش نورانیت خاصی داشت دلم لرزید اصرار کردم که این بار نرود اما او رو به من کرد، گفت: «خانم این بار باید بروم چون امام حسین (ع) به خوابم آمد و فرمود غلامرضا من منتظرت هستم که بیایی و با هم نماز بخوانیم آیا تو راضی می شوی که در نماز جماعت به امامت سید الشهدا (ع) شرکت نکنم؟» در ادامه خاطرهای از همسر شهید «غلامرضا غفوری بنوتی» را بخوانید.