حاج یونس است که به عنوان راهگشا در آن حجم آتشی که کمتر کسی جرات سربلند کردن دارد، بلند میشود و تیربار را روی ارتفاع مستقر میکند و با تیراندازی خود، راه را برای پیشروی بچهها باز می کند.
کنارش ایستادیم و حاج قاسم پیاده شد و با گرمی پیرامون اوضاع منطقه و نیروها با هم صحبت کردند.
خوب نگاهش کردم؛ یک تکه نخ سیاه به جای کمر بند، دور کمرش بسته بود.
در ماه مبارک رمضان به اتفاق سردار حاج قاسم سلیمانی ، شهید زنگی آبادی و چند نفر دیگر جهت صرف افطار به منزل یک رزمنده ایلامی رفتیم و غذایی ماندگار خوردیم!
حاج قاسم از همان بندرعباس به امام جمعهي رفسنجان تلفن کرده بود، چون روز بعد يک لندکروز خرما از راه رسيد. به قدري خرمايش مرغوب بود که وقتي لندکروز ايستاد. شيره هاي خرما روي زمين جاري شد.
به من گفته اند كه ما پيروز مى شويم. پرسيدم: چه كسى به تو گفته؟ جواب داد: حضرت زينب(س) پرسيدم: در خواب به تو گفته يا در بيدارى؟ با خنده جواب داد: تو به اين چه كار دارى، فقط بدان بی بى به من گفت: شما در اين عمليات بر دشمن پيروز مى شويد...
اینجا ارتفاعات خان طومان است! مزارع رم السرحان، حومه لاذقیه، گذرگاه التنف! اینجا شهرک العیس است، رشته کوه های تدمر! منطقه بوکمال است در جنوب دیرالزور ، الحاضر است در جنوب حلب! اینجا درعاست؛ حمص است، طرطوس و دمشق و حماء... اینجا کیلومترها دورتر از مرزهای سوریه ، یک گوشه از بهشت معصومه (س) شهر قم، به هر طرف که نگاه می کنیم، رد و نشانی از سوریه دارد.
سید مجتبی کیایی میگوید: یکی از مطالب خیلی خاصی که زیاد از آن روایت میکرد، علاقه خیلی شدیدش به شهید رسول خلیلی بود. در وصیت نامهاش هم خیلی اصرار داشت که در کنار شهید خلیلی به خاک سپرده شود.
پیکر مطهر شهید مجید عسگری جمکرانی که در مناطق عملیاتی سوریه و در مبارزه با گروهک تکفیری و ترویستی داعش به شهادت رسید، پس از اقامه نماز جمعه قم بر روی دستان نمازگزاران جمعه این شهر تشییع شد.
تشکر ویژه نصرالله از سردار سلیمانی و ملت و دولت ایران
فرمانده تیپ نزدیک و نزدیکتر میشد و اضطراب در من بالا و بالاتر میرفت، در آن لحظه چقدر از حاج قاسم متنفر بودم! این کیست که به جای من تصمیم میگیرد که بجنگم یا نجنگم؟