«مهین ویس مرادی» میگوید: در میان گل و باران، حیاط خانهام به میدان نبرد تبدیل شد. ترکشها تنم را شکافتند، یکی از کلیههایم را از دست دادم، اما هنوز زندهام تا روایتگر صبر زنان این سرزمین باشم.
«سوسن فتحی» می گوید: زمستان سال 1367 بود تقریبا آخرین حملات هوایی دشمن به شرکت نفت بود. در همین سال بمب خوشه ای به منزل ما اصابت کرد. من را به بیمارستان بردند، به هوش که آمدم متوجه شدم دست راستم و سه انگشت دست چپ، کف پای راست و پای چپم را از دست دادم.