گفتگو - صفحه 8

آخرین اخبار:
گفتگو
گفتگوی خودمانی نوید شاهد سمنان با مادر معظم شهید علی اصغر صلواتیان

«سوره نصر»، شهیدم را نمایان کرد...

گفت ، مگه شهید دادی ؟ گفتم ، همه شون شهید من هستند فرقی نداره ولی پسرم ده ساله گم شده. گفت ، کسی به شما خبر داده ؟ گفتم ، نه . گفت ، صد و دهمین سوره قرآن و بخون گمشده ات پیدا میشه. الان هم میگم هرگمشده ای داشته باشی اون سوره رو بخونی پیدا میشه . به عروسم گفتم ، برام سوره رو نوشت و خوندم .
گفتگوی خودمانی نوید شاهد سمنان با خانواده معظم شهید علی اشتری

صدای امام حسین (ع) را شنیدم

یه وصیت نامه نوشته بود و این وصیت دومش بود که کامل نکرده بود . نوشته بود با تمام و جودم و با صدای قلبم دارم صدای امام حسین (ع) را می شنوم .
خواب دیدم که شهید میشم

گفتگوی صمیمانه نوید شاهد سمنان با خانواده معظم شهید مجید باقری

موقعی که از آموزشی اومد گفت : من خواب دیدم شهید میشم . گفتم : این چه حرفیه میزنی . حتما زیاد غذا خوردی خواب دیدی . گفت : نه مادر خواب دیدم . وقتی هم تیرماه میخواست خداحافظی کنه و بره این حرف و زد . گفت : مامان من قبلا هم گفتم که ناراحت نباش . تا جلوی در همین حرف رو میزد و انگار آگاه بود .
وقتی در چادر فرماندهی دیده شد خیلی تعجب کردم ...

گفتگوی صمیمانه نوید شاهد سمنان با مادرگرامی شهید عبدالهادی قرغی

ارتش در روزهای اول جنگ / گفتگویی با سرهنگ ارتش جانباز اصغر نوروزی

روز 31 شهریور جنگ با حمله هوایی شدید عراق آغاز شد که عراقی ها این روز را "یوم الصاعقه" نامیدند. ما نمی دانستیم چه شده اخباری به ما نمی رسید و نمی دانستیم چه کنیم حتی فکر نمی کردیم این هواپیما ها ممکن است عراقی باشند...
گفتگوی اختصاصی نوید شاهد:

مادرانه ای ناب از سیره و منش شهید مدافع حرم حسین جمالی؛ جانباز حرم آل الله شهادتی زیبا می خواست

مادر شهید مدافع حرم حسین جمالی می گوید: پسرم همیشه انفاق می کرد هرگاه در قرآن به آیه های انفاق می رسیدم به او می گفتم. (پسرم تو مصداق آیه های انفاق هستی ...)
مصاحبه;

مصاحبه با جانباز هفتاد درصد جنگ تحمیلی نعمت الله دشمن زیاری

جانباز هفتاد درصد جنگ تحمیلی نعمت الله دشمن زیاری را باید یکی از پرکارترین و فعال ترین جانبازان هفتاد درصد استان بوشهر در زمینه تولیدات کشاورزی و فعالیت های اقتصادی به شمار آورد. ایشان که یک دستش را در سال 1363 در جبهه های جنگ از دست داده، با تلاش و امید بسیار زیادی در عرضه اقتصاد فعال است و یکی از جانبازان کار آفرین مطرح استان به شمار می روند. ایشان صاحب چندین مرکز پرورش مرغ و هکتارها زمین کشاورزی و استخر پرورش میگو هستند. با این جانباز کارآفرین در منزلش در برازجان و در روز ششم آبان ماه 1386 گفت وگویی انجام دادیم که با هم می خوانیم.
شهید حسن انتظاری

صحبت هایی از سردار شهید حسن انتظاری برای رزمندگان اسلام در جبهه/کلیپ

نویدشاهدیزد:شهید حسن انتظاري بيست و دوم اسفند 1363، با سمت فرمانده محور و گردان امام‌علي(ع) در سوسنگرد بر اثر اصابت تركش به سر، شهيد شد.

شهادت، اسارت، سربلندی

صفرعلی رحمتی آزاده و جانباز 40 درصد استان از خاطرات روزهای اسارت خود چنین می‌گوید: صبح‌ها از ساعت 4 تا ساعت 16 ظهر برای استفاده از سرویس‌های بهداشتی و آب آشامیدنی در محوطه بودیم و در این میان 3 بار با شمارش انجام می‌شد که اغلب با شلاق بود......
به مناسبت سالروز ورود آزادگان

هدیه ای از یک شهید که «زِره» جانم شد / گفتگویی با آزاده دوران دفاع مقدس مصطفی سقازاده

با این وجود که تیربارچی بودم و دوستان همه شهید شده بودند اما هنوز تیری به من اصابت نکرده بود. تعداد زیادی گلوله در کنارم فرود می آمد و حرارت برخی از گلوله ها را حس می کردم اما به من اصابت نمی کرد. ناگهان تیر بار متوقف شد و دیگر گلوله ای نداشتم.

شکنجه‎ روحی اسرا شالوده رژیم بعثی / گفتگو خواندنی با آزاده دوران دفاع مقدس کریم عبدالهی

کریم 17 ساله بود که قصد میکند در برابر تجاوز نیروهای بعثی ایستادگی کند. به جبهه غرب می رود که پس از 4 ماه جنگیدن در عملیات قادر در اشنویه کرمانشاه به اسارت عراقی ها در می آید.
گفتگو با محمد حسین قلخانباز همرزم شهید محمد رضا فاطوری فر- قسمت 8؛

کلیپ/ شهید فاطوری آرزوی حضور در جبهه های جنگ را داشت

شهید فاطوری آرزوی حضور در جبهه های جنگ را داشت و می خواست هر طور شده از دین اسلام و انقلاب دفاع کند.
به مناسبت هفته خبرنگار گفتگویی با برادر شهید عبدالحمید مرحمتی؛

خبرنگاری که قلم را زمین گذاشت و اسلحه به دست گرفت

شهید عبدالحمید مرحمتی یک خبرنگار و ورزشکار انقلابی بود . در سال 61 به عضویت سپاه در آمد و سپس به جبهه اعزام شد.

دفاع از وطن، والاترین ارزش و نعمت برایم بود/ گفتگویی باجانباز 60 درصد اسداله شعبانی

من در دوره دوم متوسطه مشغول به تحصیل بودم که برخود واجب دانستم که برای دفاع از وطن و ناموس به جبهه های جنگ بروم به بسیج شهرستان مراجعه کردم و بعد به جبهه اعزام شدم. تنها یک چیز با تمام وجود تمام هم و غمم را فرا گرفته بود و آن دفاع از وطن و پاسداری از ناموس و ارزشها بود.
گفتگوی اختصاصی با مادر شهید علیرضا شاملو احمدی- شهید ماه مبارک رمضان استان کرمانشاه؛

با ذکر یا زهرا به شهادت رسید

روز های جمعه بر سر مزارش می رفتم و قرآن را قرائت می کردم یک روز آقایی به نام بنی عامریان را سر مزار دیدم که از من پرسید شما چه نسبتی با شهید دارید گفتم مادرش هستم از من پرسید اگر چیزی از شهید برای شما بگویم ناراحت نمی شوید گفتم نه، گفت من آخرین نفری بودم که روی سر علیرضا رسیدم در آخرین لحظات با خودش داشت زمزمه می کرد که گوشم را نزدیکتر بردم ببینم چه می گوید شاید وصیتی دارد اما داشت فاطمه زهرا ( س ) را صدا می زد و سه مرتبه گفت یا زهرا و به شهادت رسید.
مصاحبه با جانباز بهادر بهزادنیا؛

دیدار با امام، روح دیگری به من بخشید

ا شور و شعف به سمت بیت امام حرکت کردیم. در بازرسی عصای مرا گرفتند و یک پاسدار مرا بغل کرد و داخل برد. امام با ابهت و آرامش همیشگی روی تختی نشسته بودند و همراهان من همگی روی زمین نشستند و من که تنها جانباز جمع بودم را روی تخت کنار امام نشاندند. لحظات خاصی بود که نمی توانم احساسم را بیان کنم. امام به همه خوش آمد گفت و سپس مرا بوسید و خطاب قرار داد. سخنانی آرام بخش و متین بر زبان راند که در طول زندگی همواره قوت قلب من بوده است. اشک از چشمانم سرازیر بود، نمی توانستم باور کنم که اینقدر به امام نزدیک شده ام.

گفتگو با هنرمند جانباز محمد امین حسن زاده:« به هنر عشق می ورزم...»

در ایام خرداد ماه نمایشگاهی با عنوان «صنایع دستی آثار هنرمندان شاهد و ایثارگر فارس» به نمایش گذاشته شد که 22 اثر از هنرمند جانباز «محمد امین حسن زاده» در این نمایشگاه به نمایش در آمد.

هر کس وظیفه ای دارد که باید به آن عمل کند / گفتگویی با برادر شهید یونس کاظمی

پدر و دو برادر شهید کاظمی به جبهه رفته بودند که یونس هم هوای رفتن به جبهه به سرش خورد. به او گفتند : پدر و برادر بزرگترت که به جبهه رفته اند و برادر دیگرت نیز دراسارت است حداقل تو نزد ما بمان " او در جواب می گوید هر کس وظیفه ای دارد که باید به آن عمل کند.
گفتگویی با جانباز 70 درصد سیدهوشنگ پیرالو؛

با چشم دل نادیده ها دیده ام

وقتی مجروح شدم و هنوز بیهوش نشده بودم متوجه شدم که نابینا شده ام. لحظات سختی داشتم. احساس این که دیگر دنیا را و عزیزانم را نمی بینم برایم بسیار سخت بود اما به خودم دلداری دادم و به خود گفتم: " از لطف الهی غافل نشو".

گفتگو با خواهر شهید «محمد اژدری» شهید تازه تفحص شده / توتیای چشم مادر خوش آمدی

پس از ۲۹ سال انتظار زمان وصال رسید. پیکر پاک برادرم را در آغوش کشیدم بغضم شکست و جهنم هجر به بهشت وصال تبدیل شد. انتظار و غربت تمام شد. مادرم او را در آغوش کشید برایش لالایی گفت از گهواره خالی و قنداق خونین گفت. می خواستیم با او از غم دل بگوئیم اما از شوق دیدارش غم دل فراموش شد.
طراحی و تولید: ایران سامانه