دوست و همرزم شهید تعریف میکند: «تازه با لباس روحانیت به روستا آمده بود. بعضی از بچهها او را مسخره میکردند. ولی عباس مصمم بود که آن شب در مسجد سخنرانی کند. آن شب بعد از نماز جماعت صندلیای گذاشتیم و...»
همرزم شهید تعریف میکند: «فرمانده گردان برای خاموش کردن تیربار داوطلب خواست؛ چون وضعیت آشفته بود اسحق اولین نیرویی بود که اعلام آمادگی کرد، در حالی که تقریباً همه ....»
دوست و همرزم شهید تعریف میکند: یکی از همرزمها با سرعت به سمت من آمد و گفت سقایی تیر خورده. پیش شهید رفتم و سرش را بلند کردم، شهید به من گفت: «اجازه ندهید عراقیها پیشروی کنند و با ذکر ائمه به شهادت رسید.»
همرزم شهید تعریف میکند: «آری، احمد تنها در آن کانال ماند و نزدیک به 18 سال در زیر نور ماه، شبها تنهای تنها به ستارهها نگاه میکرد. فقط پلاک احمد گواهی میداد که او احمد دیداری است، وگرنه چند تکه استخوان نمیتواند احمد ما را شرح دهد.»
همرزم شهید «ابراهیم نارویی» نقل می کند: ابراهیم درحالیکه ساک لباسهایش را در یک دست و برگه ی مرخصی اش را در دست دیگرش داشت و منتظر حرکت خودرو جیپی بود که از پاسگاه به سمت اهواز حرکت می کرد تا راهی زاهدان و دیدار خانواده اش شود، متوجه شد که دشمن بعثی در قسمتی از مرز با نیروهای مرزبان درگیر و بخشهایی از خاک کشورمان را تصرف کرده اند، ساک خود را به گوشه ای از پاسگاه پرتاب کرد و پس از گرفتن اسلحه به همراه نیروهای پشتیبانی عازم منطقه شد.
دوست و همرزم شهید تعریف میکند: «هر ساعتی از شبانه روز بیدار میشدم خلیل مشغول کار و چک کردن نیروهایش بود. به دلیل حضور نیروهای داعش در منطقه، کار چک و خنثی کردن تلههای جادهای دشمن باید به صورت مرتب انجام میشد...»
سومین سالگرد شهادت سردار سلیمانی با حضور مسئولان، خانوادههای معظم شاهد و ایثارگر و اقشار مختلف مردم استان کردستان امروز، ۱۳ دیماه در سالن آزادی سنندج برگزار شد.
«حسن تراویده» از جمله شهدای جنگ تحمیلی است که تیرماه 1367 در قلاویزان مهران جاودانه شد، در ادامه دلنوشته ای در مورد رشادت های این رزمنده دلاور را با هم می خوانیم.
شهید «علی عسگر فریادیان» از شهدای استان ایلام است که تیر ماه 1360 در جبهه مهران به درجه رفیع شهادت نایل آمد. فرزند شهید در ذکر خاطره ای از پدر به روایت همرزم او می گوید: پدرم سیزده نفر از سرباز های بعثی عراقی را یک تنه به اسارت درآورد. در ادامه این خاطره در سالگرد شهادت تقدیم حضورتان می شود.
شهید «علی غیوری زاده» فرمانده گردان 503 شهید بهشتی بود که 29 خرداد ماه 1367 در حال دفع تک ارتش عراق در مهران به درجه رفیع شهادت نایل آمد. در ادامه خاطره ای از همرزم شهید تقدیم حضورتان می شود: از نظر علی غیوری زاده هیچ ناممکنی وجود نداشت. او هیچ فعلی را منفی نمی بست. تو کلش بسیار قوی بود. در ادامه این خاطره تقدیم حضورتان می شود.
همرزم شهید «بسطامی» می گوید: پس از چند روز، چنان با وی انس گرفتم و به دام مهرش افتادم که حاضر نبودم حضور در کنارش را با تمام دینا معاوضه کنم. از نگاهش پیدا بود که شهادت در انتظار اوست و برایش لحظه شماری می کند، او قبل از شهادت شبیه شهیدان شده بود و این را من ماه ها قبل از عروج او حس می کردم.
شهید «جاسم شکربند» از شهدای دفاع مقدس است که سال ۱۳۶۶ در سن بیست سالگی در کردستان به درجه رفیع شهادت نایل آمد. نوید شاهد ایلام در سالگرد این شهید والامقام به بیان خاطرهای از شجاعتهای شهید میپردازد.
شهید «غلام حسين زيني وند» از شهدای دفاع مقدس استان ایلام است که اردیبهشت ماه 1365در جبهه تپه های 230 چنگوله به درجه رفیع شهادت نایل آمد. او دعا ها را با سوز خاصی می خواند و دارای صدای آسمانی بود. به مناسبت سالگرد شهادت این شهید والامقام خاطره ای از همرزم وی برای علاقمندان منتشر می کنیم.
همرزم شهید «سعید حسنی تنها» می گوید: تمرینات و آموزشها به حدی سخت و جان فرسا و نفس گیر بود که روزهای اول آماده سازی اکثریتمان زیر فشار تجهیزات و سراشیبی و سربالایی های کوهای بلند کردستان کم می آوردیم و واقعا از پا می افتادیم.
شهيد «اسماعيل جابري» سی امین روز از دی ماه 1365 در منطقه مرزی قلاویزان به درجه رفیع شهادت نایل آمد. در سالگرد شهادت دلنوشته ای کوتاه و زیبا از همرزم شهید که در وصف شهید جابری و شهد ای قلاویزان است تقدیم حضوزتان می شود.
شهید «محمد صمصامی» پسر بچهای از روستای آبخش که به دلیل جثه کوچکش مورد پذیرش فرمانده محور عملیات کربلای ۴ قرار نگرفت و با اطمینان خود (شهید) فرمانده گردان تخریب او را پذیرفت، و تنها محور عملیات به دست او باز شد. در ادامه خاطره این عملیات را از زبان همرزم شهید بخوانید.
در وصیت نامه شهید "عبدالمهدی مغفوری" آمده است: همسرم، فرزندانم را تحت صحیح ترین تربیتها که تربیت اسلامی است قرار بده و از اینکه بچه ها در اختیار افراد بداخلاق و به دور از تربیت اسلامی قرار گیرند و یا اینکه با آنها معاشرتهای طولانی داشته باشند جداً پرهیز کنید.
شهید «یادگار امیدی» فرمانده اطلاعات عملیات تیپ مستقل 114 امیرالمؤمنین(ع) که در هشتمین روز از آذرماه 1364 در منطقه کانی سخت ایلام به درجه رفیع شهادت نایل آمد. محمدرضا فیض اللهی همرزم شهیدمی گوید:ای کاش شجاعت و دلاوری حاج «یادگار» را از زبان دشمنانش که با او رو به رو می شدند و یا از زبان همرزمان شهیدش شنید. در ادامه این خاطره تقدیم حضورتان می شود.
شهید «علی کارگر» از جمله شهدایی است که پس از سال ها دفاع از مرزهای وطن بعد از جنگ در باغ شهادت به رویش باز شد.نوید شاهد ایلام در سالگرد شهادت دلنوشته ای کوتاه از همرزم شهید در وصف شهامت های شهید برای علاقمندان منتشر می کند.ای که نامت بر مس دل کیمیاست و آنقدر خوبی که در گلزار عشق بی گل رویت بهاران بی صفا شده است...
شهید «علی کارگر» از همان آغاز سالهای جنگ به عضویت بسیج در آمد و در گروه گشت سپاه یکم ثارالله فعالیت نمود سپس با عضویت پاسدار وظیفه به گروه ویژه اطلاعات عملیات لشگر ۱۱ امیر المؤمنین (ع) در آمد و از خود حماسههای زیادی به یادگار گذاشت. پس از جنگ نیز بعنوان نیروی ویژه گشت برون مرزی سپاه دهلران انتخاب و در گمنامی حماسهها آفرید. سومین روز از آذر ماه ۱۳۷۲ در منطقه فسیل دهلران به دست منافقین به درجه عظمای شهادت نایل آمد.