دفاع مقدس - صفحه 318

دفاع مقدس

جانباز سرافراز حاج «سیدحسین آملی» به همرزمان شهيدش پيوست

«حاج سید حسین آملی» جانباز قطع نخایی از گردن، پس از تحمل 35 سال زندگى روى تخت و دوری از همرزمان شهیدش، سرانجام به همرزمان شهيدش پيوست.

مروری بر زندگی امدادگر جبهه/ شهید «حسینی»

در سال 1358 ازدواج نمود و پس از یک سال صاحب فرزند دختری به نام سحر شد. در سال 1361فرزند دومش به نام سید صابر به دنیا آمد وی در اواخر سال 1361 برای امدادگری در جمعیت هلال احمر فیروزکوه ثبت نام نمود و بعد از طی دوره آموزشی و پس از دو ماه خدمت در کردستان به دست مزدوران آمریکایی دموکرات و کومله شربت شهادت را نوشید

تصاویر کمتر دیده شهید «شهید سید احمد حسینی»

شهید سید احمد حسینی/ یکم آبان 1336، در شهرستان مشهد به دنیا آمد. بیست و هشتم فروردین 1362، در کامیاران توسط نیروهای حزب دمکرات بر اثر اصابت گلوله به شهادت رسید. مزار وی در بهشت سجاد شهرستان فیروزکوه واقع است.
به مناسبت سالروز شهادت وصیت نامه شهید «سید احمد حسینی» منتشر شد؛

گواهان روز رستاخیز از منظر شهید «حسینی»

شهید «سید احمد حسینی» در وصیت نامه اش می نگارد؛ من در سنگر تنها شدم فکرکردم گم شدم راه یافتم خدایم را شناختم، خاک خوزستان کربلای ایران، خاک ایلام و کردستان و سایر بلاد ها در قیامت شهادت خواهند داد که جوانان با ایمان ایران در کربلای ایران چگونه از حریم مقدس اسلام و قرآن دفاع کردند و به درجه شهادت رسیدند .
نامه شهید علی تاجیک قشقایی منتشر شد؛

تأکید به درس خواندن در نامه شهید «تاجیک»

امیدوارم که حال شما خوب باشد درس را خوب را با نمره خوب بیاورید. حال من خوب است.
عکس نوشت شهید «علی تاجیک قشقایی»

تا خون در بدن دارید از اسلام و قرآن دفاع کنید

وصیت من فرزندانم اینست؛ تا خون در بدن دارند از اسلام و قرآن دفاع کنند.

تصاویر منتشر نشده «شهید علی تاجیک»

شهید علی تاجیک قشقایی/ یکم مهر 1321، در روستای باغ خواص از توابع شهرستان ورامین به دنیا آمد. بیست و ششم فروردین 1365، با سمت تک تیرانداز در شلمچه بر اثر اصابت ترکش به سر، شهید شد. مزار وی در گلزار شهدای زادگاهش واقع است.
نامه ای که یک روز قبل از شهادت نوشته شد...

آرزوی یک شهید برای سال نو

امید جان سلام امیدوارم که صحیح و سالم باشی و بتوانی این نامه را که گویای مهر و محبت دو دوست به یگدیگر است بخوانی؛ خوب امید جان به علت اینکه سال نو شما را ندیدم به شما سال نو را تبریک عرض می کنم و سال خوبی را برای شما آرزو می کنم و خیلی مشتاق دیدار تو هستم

عکس/ شهید قنبر سلام

شهید قنبر سلام/ درتاریخ 1336در کشور بغداد عراق شهر بغداد متولد شد. بیست و هفتم فروردین 1367 بر اثر ترکش خمپاره درمنطقه عملیاتی شاخ کشمیران توسط بعث عراق به شهادت رسید.مزار این شهیددر بهشت زهرا واقع می باشد.
داستانهای کوتاه جنگ در ایران

خاطرات از دوران جنگ خرمشهر «خمسه خمسه»

یوسف عزیزی بنی طرف راوی خاطرات خرمشهر می نویسد: آن شب تا صبح صدای غرش توپخانه به گوش می رسید. هنوز نمی توانستیم صداها را تشخیص بدهیم. بعدها خبره شدیم و همین که صدایی می آمد، زنم می گفت: «چله چله» س یا «خمسه خمسه» یا « توپخونه»

عکس/ شهید سید محمد باقری

شهید سید محمد باقری/ یکم تیر 1347، در روستای آبسرد سرانک از توابع شهرستان دماوند چشم به جهان گشود. بیست و هفتم فروردین 1366، با سمت مبلغ در سردشت توسط نیروهای عراقی بر اثر اصابت ترکش به شهادت رسید. مزار وی در زادگاهش واقع است.
وصیت نامه شهید «سید محمد باقری» منتشر شد؛

هر شهید چه پیامی دارد؟

پیام شهید سخن گویم جهاد یعنی سختی و مشکلات کشیدن و جهاد یعنی دفاع از اسلام جهاد یعنی مبارزه با تند رویها.
زندگی نامه شهید «حمید کاشانی» منتشر شد؛

ما در محضر خداوند هستیم چشم و زبانمان الهی باشد

شهید حمید کاشانی در سال 1345 در یک خانواده مذهبی و متوسط کارگری دیده به جهان گشود، وی از کودکی شور و شوق عجیبی از اسلام در دل داشت. همیشه با پدرش در مجالس اسلامی شرکت می نمود و هر جا که مجلسی با یاد حسین (ع) بر پا می گردید در آن عاشقانه شرکت می کرد، وی در سال 57 پدرش را از دست داده درست زمانی بود که انقلاب اسلامی به اوج خود رسیده بود.

«شهید رضا استوار»؛ به روایت تصویر

شهید رضا استوار/ یکم فروردین 1341، در شهرستان شمیرانات به دنیا آمد. بیست و ششم فروردین 1366، با سمت مسئول پشتیبانی مهمات در محور سردشت- بانه توسط نیروهای عراقی بر اثر اصابت ترکش به شکم، شهید شد. مزار وی در بهشت زهرای شهرستان تهران قرار دارد.

تصاویر دیده نشده «شهید نورزو آقاپور»

شهید نورزو آقاپور/ دوم تیر 1346، در شهرستان تبریز دیده به جهان گشود. بیست و ششم فروردین 1365، در شرهانی بر اثر اصابت ترکش خمپاره به سر و پهلو، شهید شد. مزار وی در گلزار شهدای ستارخان زادگاهش واقع است.

مادر شهيدان «رودسر ابراهيمى» به فرزندان شهيدش پيوست

مادر شهیدان والامقام «محمدرضا، علیرضا و غلامعلی رودسر ابراهیمی» به علت بیماری و کهولت سن دعوت حق را لبیک گفت و به فرزندان شهیدش پیوست.

خاطرات فریده رکنیان از دوران دفاع مقدس/ صبر و حوصله ما در برخورد با بیماران مجروح به آن ها آرامش می داد

ک بیمار سپاهی در بخش مغز و اعصاب بستری بود. یک روز اورژانس مرا خواستند. ایشان در اثر جراحات جنگی استخوان پیشانی و قسمتی از استخوان سر را نداشت. پزشکان ما او را عمل کرده بودند و چشمان او هم کاملا صدمه دیده بود. وقتی بالای سر او رفتم هر دو چشم وی نابینا بود و بسیار عصبی بود.
خاطرات فریده رکنیان از دوران دفاع مقدس/

مجروح جنگی که هردو دید را پیدا کرد وحالا جامعه ایرانی به او افتخار می کند

سربازی را به بخش چشم پزشکی آوردند که از مچ پا قطع عضو داشت و یک چشم او کاملا از بین رفته بود که مجبور شدیم آن راتخلیه کنیم و چشم چپ او هم دچار خونریزی شدید در اتاق قدامی و زجاجیه بود و ترکش های بی شماری در سر و صورت، پلک و قرنیه چشم داشت. چشم چپ بیمار نور مختصری را می دید. بسیار نا امید بود.
طراحی و تولید: ایران سامانه