دفاع مقدس - صفحه 187

آخرین اخبار:
دفاع مقدس
برگی از خاطرات دفاع مقدس؛

با آب دادن به گربه‌ها، خداوند ما را نجات داد!

نوید شاهد - «در آن شلوغی و زیر آتش دشمن به یاد افتادم که گربه‌ها تشنه مانده‌اند رفتم از تانکر آب بیاورم. خمپاره همچنان می‌بارید. یک ترکش به بازوی سمت چپم اصابت کرد. دیدم سنگر ما به هم ریخت. گفتم دیگر کار گربه‌ها تمام شده است ...» ادامه این خاطره از جانباز "علیرضا شمسینی" را در پایگاه اطلاع‌رسانی نوید شاهد استان قزوین بخوانید.

مادر؛ آیا در خانه نشستن رواست | وصیتنامه شهید «رضا بهلولی»

شهید "رضا بهلولی" در وصیتنامه اش می نویسد: «ای مادری که در بسترم بیداری‌ها کشیدی به تو می‌گویم آیا یک نفر مسلمان می‌تواند در خانه بنشیند و مملکت و ناموس و همه این‌ها را بگیرند و بنشیند و بخورد و بخوابد، آیا زندگی فقط خوردن و خوابیدن است»

نذر کردم اگر جبهه آمدم، ظرف‌های همسنگرانم را بشویم

نوید شاهد - «برادر گرائیلی وقتی پیش ما آمد ما را قسم داد که ظرف‌ها را نشوییم او می‌گفت نذر کردم اگر قسمت شد و جبهه آمدم تا آخر ماموریت ظرف‌های همسنگرانم را خودم بشویم ...» ادامه این خاطره از نویسنده و رزمنده دفاع مقدس "کامبیز فتحی‌لوشانی" را در پایگاه اطلاع‌رسانی نوید شاهد استان قزوین بخوانید.

برگزارى اختتاميه شانزدهمین جشنواره بین المللی فیلم «مقاومت» در مازندران

نويد شاهد - آيین اختتاميه شانزدهمین جشنواره بین المللی فیلم «مقاومت» و تجلیل از برندگان و منتخبان این جشنواره یکشنبه ۷ دی در مازندران برگزار مى شود.
مسئول مشارکت زنان اداره‌کل حفظ آثار دفاع مقدس کرمانشاه:

نهضت خاطره‎نگاری دفاع مقدس، گنجینه‎های ارزشمند آن را حفظ خواهد کرد

نوید شاهد - «آذر آزادی» گفت: بیان این ایثارگری‎ها و از‌خودگذشتگی دفاع مقدس در قالب نهضت خاطره‎گویی و خاطره‎نگاری می‎تواند این گنجینه‎های ارزشمند را حفظ کند و هم الگوی برای دختران و مادران آینده کشورمان باشد.

جذابیت سوژه‌های پشت جبهه

نوید شاهد - گلعلی بابایی گفت: امروزه وقایع پشت جبهه موضوعاتی است که در شهرها و محله‌ها اتفاق افتاده و هرکدام شیرینی و تلخی خود را دارند که برای خواننده جذابیت خاصی هم خواهد داشت. زندگی خانواده شهدا، همسران آنها و... سوژه‌‌هایی هستند که پشت جبهه بوده و پرداخت به احوالات آنها می‌تواند جذاب باشد.
زندگینامه شهید علی حاجبی

شهید مخترعی که مسوول مخابرات لشکر بود

نوید شاهد - شهید «علی حاجبی» از شهدای دوران دفاع مقدس است که با اختراع دستگاهی باعث شد سیم های مورد نیاز روی زمین در امان بماند. زندگینامه این شهید نخبه را درادامه می خوانید.
شعری از سعید بیابانکی تقدیم به شهید «محمدسعید میرزایی»

چقدر خیره به دنبال ارغوان گشتیم، زخاک تیره ولی استخوان در آوردیم

نوید شاهد - «سعید بیابانکی» از شهدای نام آشنای کشور غزلی به شهید «محمدسعید میرزایی» تقدیم کرده است که مخاطب آن شهدای گمنام بی اعا هستند.
شعری از سعید بیابانکی

شعر طولانی فریاد

نوید شاهد - سعید بیابانکی از شاعران نام آشنای کشور در شعری با عنوان «شعر طولانی فریاد» ارادت خود به شهیدان و جاماندن از قاقله شهدا را بیان کرده است.
شعری تقدیم به مادران شهدا

اناری دانه‌دانه بسته شد، مردی کبوتر شد/ ولی در پشت‌جبهه مادری تا خورد، چین برداشت

نوید شاهد - «غبار و خون و باروت» عنوان شعری از «رضا علی اکبری» است که به ساحت مقدس شهیدان و مادران چشم انتظار این عزیزان تقدیم می شود.
شعری از سیدحمیدرضا برقعی

ما سحر قصد آسمان داریم، از زمین راه کربلا بسته است

نوید شاهد - شعر «گریز» سروده «حمیدرضا برقعی» را می خوانید که به روح بلند شهدا تقدیم می شود.
اشعاری از حمیدرضا حامدی

سردرگم و حیران

نوید شاهد - «سردرگم و حیران» عنوان شعری از حمیدرضا حامدی است که به ساحت مقدس شهدا تقدیم می شود.
شعری از محمد مهدی سیار

جنازه ها که می آمد هنوز یادم هست/ جنازه های جوان، کوچه های تر شده را

نوید شاهد - محمد مهدی سیار از شاعران نام آشنای کشور شعری با عنوان «پر از زخم» را سروده است که وصف الحال خانه ها و کوچه های شهر هنگام اعزام رزمندگان و آمدن پیکر شهداست. این شعر اثرگذار را در ادامه می خوانید.

توصیف سعید بیابانکی از جانبازان شهید که هرکدام یک ادبیات پایداری‌اند

نوید شاهد -«سعید بیابانکی» در شعر زیبایی با مضمون ادبیات پایداری به توصیف جانبازان شهید پرداخته است که در ادامه می خوانید.
معرفی کتاب؛

داستان آمبولانس و ماشین های جبهه در «بابا آمبولانس»

نوید شاهد - کتاب «بابا آمبولانس» داستان آمبولانس و ماشین هایی است که در جبهه به کمک رزمندگان می شتافتند. این کتاب نوشته «حدیثه حمزه شلمزاری» و تصویرگری «سمیه حیدری» با حمایت بنیاد حفظ آثار به در 24 صفحه رنگی ویژه کودکان چاپ شده است. در بخشی از این کتاب آمده است: "در آن لحظه صدای انفجار و خمپاره همه جا را فرا گرفت. صدای ناله و فریاد رزمندگان به گوش می رسید. حتما الان به او احتیاج داشتند، ناراحت بود که چرا حالش خوب نیست که به کمک رزمندگان برود..."

شما را به خداوند قسم می دهم که پشتیبان ولایت فقیه باشید

نوید شاهد- شهید مدافع حرم" اکبر ملکشاهی" در بخشی از وصیت نامه خود نگاشته است:« خدایا مرا به عنوان کوچکترین سرباز در صف جان برکفان امام زمان قرار بده، و شما را به خدا و به اولیای خدا قسم می دهم که پشتیبان ولایت فقیه باشید.»

خاطرات "کبری چگینی" از پرستاری مجروحان در دفاع مقدس

نوید شاهد - «دشمن شهر را بمباران و موشک‌های 12 متری را داخل کوچه‌ها انداخته بود. جنازه‌های زنان باردار منظره دل‌خراشی آفریده بود، گوشه و کنار سالن بیمارستان نیز کودکان خردسال کنار مادران کشته شده بودند و ملتمسانه به ما خیره شده بودند ...» ادامه این خاطره از زبان "کبری چگینی" از زنان امدادگر استان قزوین در جبهه را در پایگاه اطلاع‌رسانی نوید شاهد استان قزوین بخوانید.
خاطرات پرستار کرمانشاهی در دوران هشت سال دفاع مقدس؛

خانم پرستار من ضربه مغزی نشده ام

نوید شاهد- "عذرا بهرامی" پرستار دوران هشت سال دفاع مقدس می گوید: «در یکی از روزهای کشیک ام در بیمارستان مجروحی را از منطقه جنگی آورده بودند که مدام حالت تهوع داشت. به پزشک اطلاع دادم. با توجه به وضعیت او پزشک دستور داد از نظر ضربه مغزی بررسی شود. جوان مجروح مرا صدا زد "خانم پرستار!" ببخشید من ضربه مغزی نشده ام...»
خاطرات پرستارکرمانشاهی در دوران هشت سال دفاع مقدس؛

چه بكشيم و چه كشته شويم پيروزيم

نوید شاهد- "فاطمه سیاه" پرستاردوران هشت سال دفاع مقدس می گوید:«یکی از روحانیون مسئول برای بازدید و عیادت مجروحین به بیمارستان آمده بود او به بالین جوانی حدوداً ۲۰ ساله که از ناحیه شکم ترکش خورده بود رفت و پس از احوالپرسی از او بپرسیدچه احساسی داری که با این وضعیت روی تخت بیمارستان هستی؟ بدون معطلی گفت ما چه کشته شویم و چه بکشیم، پیروزیم.»
وصیتنامه شهید غلامعلی عرب عامری

اجازه ندهید که اسلحه شهیدی بر زمین بی افتد

نوید شاهد - شهید «غلامعلی عرب عامری» در وصیت نامه اش نوشته است: «نباید اجازه دهید اﺳـﻠﺤﻪ شهیدی ﺑـﺮ زﻣـﯿﻦ بیاﻓﺘﺪ بلکه ﺑﺎﯾﺪ ﺑﻌﺪ از ﺷﻬﺎدت آن ﺷﻬﯿﺪ 10 اﺳﻠﺤﻪ ﺑﺮداﺷﺘﻪ ﺷود تا  ﮐﺎﻓﺮ خسته شود.» در ادامه وصیتنامه این شهید عالی مقام را می خوانید.
طراحی و تولید: ایران سامانه