جرعه آخر

آخرین اخبار:
جرعه آخر

بُرش چهارم کتاب "جرعه آخر"

نوید شاهد - برش چهارم کتاب "جرعه آخر" روایت می‌کند: مادر گفت؛ از صبح که درِ خونه رو پشت سَر خودت میبندی و بیرون میری تا نیمه‌های شب که به خونه برمی‌گردی، همه‌اش دلهره دارم. یداله به قاب عکسی که کنار چراغ گردسوز روی طاقچه قرار داشت نگاه کرد و گفت: نگران نباش. توی این شهر کسی نمیتونه به من بگه، بالا چشمت ابروست.

برش سوم از کتاب "جرعه آخر"

برش سوم کتاب "جرعه آخر" روایت می کند: من آداب مردونگی و غریب نوازی رو توی این جمع ندیدم. فریدون نتوانست به چشم‌های یداله نگاه کند؛ اما باید جوابش را می‌داد. کمرش را کمی راست کرد؛ تسبیح بلندش را چرخاند و گفت: بازی بازی، با ... با ... ریش من هم با ... بازی؟ تو که نه ریش داری و نه سبیل! بهت نمیاد که گُنده تر از دهنت حرف بزنی.

برش دوم کتاب "جرعه آخر"

برش دوم کتاب "جرعه آخر" روایت می کند: قهوه چی پشت به مشتری ها، در حال پوست کندن پیاز بود. جوانی که به دیوار تکیه داده بود، شیشه ای از جیب کُتش درآورد؛ درِ آن را باز کرد و چند جرعه از آن نوشید و داد زد: چرا اسمت رو نمیگی؟ میترسی بشناسیمت؟...ادامه این مطلب را در نوید شاهد زنجان دنبال کنید.

برشی از کتاب "جرعه آخر"(1)

نوید شاهد زنجان برشی از کتاب "جرعه آخر" را با هدف آشنایی علاقه‌مندان با محتوای این اثر منتشر کرد.

جرعه آخر

کتاب " جرعه آخر" با محتوای زندگی‌نامه داستانی شهید یداله ندرلو به چاپ رسیده است.
طراحی و تولید: ایران سامانه