پدر شهید - صفحه 31

آخرین اخبار:
پدر شهید
خاطراتی از شهيد امير عاشوري

از حريم ولايت دفاع میکنیم

تير و گلوله مثل باران به طرف من پرت مي شود ولي هيچ كدام به من اصابت نمي شود .
سه روایت از شهید «محمد شاطرعلی‌فرد»

ماهی‌ای که از آب بیرون پرید...

سه پرده روایت از ایثار و شهامت شهید محمد شاطرعلی‌فرد در مورد خانواده برادر و هم‌رزم‌هایش را در کلام خانواده‌ در ادامه مطلب می‌خوانید.

در خانه خدا به فرزند شهیدش لبیک گفت

شهید نجفعلی اشکستانی هنگام شرکت در مراسم برائت از مشرکین در مکه مکرمه مورد اصابت گلوله نیروهای سعودی قرار گرفت و به فیض شهادت نایل آمد.

پدر شهید «محمود علیزاده» به فرزند شهیدش پیوست

پدر شهید «محمود علیزاده» از شهدای دوران دفاع مقدس دار فانی را وداع گفت و به فرزند شهیدش پیوست.

پدر شهید «نعمت الهی» آسمانی شد

حاج غلامحسین نعمت الهی پدر شهید والامقام «محمدحسن نعمت الهی» دعوت حق را لبیک گفت و به فرزند شهیدش پیوست.

پدر شهید « حسین میراحمدی» به فرزند شهیدش پیوست

پدر شهید «حسین میراحمدی» از شهدای دوران دفاع مقدس کرمان دعوت حق را لبیک گفت و به فرزند شهیدش پیوست.

پدر شهید معظم علی اصغر پاک مهر به فرزند شهیدش پیوست

«حاج رجب پاک مهر» پدر شهید معظم «علی اصغر پاک مهر» بر اثر کهولت سن دعوت حق را لبیک گفت و به فرزند دلاور خود پیوست.

مراسم سومین روز وفات پدر «شهید محمد اتابه» برگزار شد

مراسم سومین روز درگذشت علی اتابه پدر شهید مدافع حرم محمد اتابه در مسجد جامع گوراب زرمیخ شهرستان صومعه سرا برگزار شد.

پدر شهید مدافع حرم گیلان «محمد اتابه» به فرزند شهیدش پیوست

پدر شهید اتابه شهید گیلانی مدافع حرم درگذشت.
گفتگو با پدر شهید نور علی نوری

تا شهادت در کنار هم

پدر شهید ؛ نور علی به همراه پسر دایی و پسر خاله و پسر دایی اش به همراه سه نفر دیگر که همه باهم هفت نفر می شدند و از دوران کودکی با هم بودند و بزرگ شدند و این شد که باهم تصمیم گرفتند و این راه را انتخاب کردند و به جبهه رفتند و در نهایت به شهادت رسیدند .
شهید محسن جانثاری

پدر شهید محسن جانثاری به فرزند شهیدش پیوست

شهید محسن جانثاری لادانی؛بيست و پنجم شهريور 1346، در شهرستان اصفهان چشم به جهان گشود. پدرش غلامعلی، کارگر بازنشسته بود و مادرش ربابه نام داشت. تا پایان دوره راهنمایی درس خواند. به عنوان بسیجی در جبهه حضور يافت. بيست و پنجم بهمن 1364، در اروندکنار بر اثر اصابت گلوله به پهلو شهيد شد. مزار او در گلستان شهدای زادگاهش واقع است.
امروز،

پیکر پدر شهید سیاه‌کالی‌مرادی تشییع می‌شود

شمس‌الله سیاه‌کالی‌مرادی پدر شهید گرانقدر محمود سیاه‌کالی‌مرادی به فرزند شهیدش پیوست.

خاطره‌ای از شهید سبزعلی رمضانی/پافشاری برای رفتن

پدر شهید سبزعلی رمضانی بیان می‌کند: شهید سبزعلی خیلی خوش اخلاق و دلسوز و مهربان بود وقتی انقلاب شروع شد تمام ذکر و فکرش رفتن به جبهه شد همه خانواده با رفتن او مخالفت کردیم.
یادی از شهید «علی بوربور»

پدر شهید «علی بوربور» به فرزند شهیدش پیوست

مراسم تشییع پیکر مطهر ابرایهم بوربر پدر «شهید علی بوربور» در روز چهارشنبه بیست و پنجم اردیبهشت، ساعت هفده از مقابل منزل آن مرحوم واقع در دماوند، گیلاوند، شهرک توحید، بلوار شهید رجایی، خیابان لادن چهار برگزار می گردد.
خاطره اي از شهید رضا جعفری گرگانی

تک خاطره اي از تکاور شهید رضا جعفری

این خاطره مربوط است به زمانی که شهر خرمشهر در دست عراقی ها بود و در محاصره آنان كه پدر شهيد رضا جعفري به ديدن فرزندش ميرود و داستان آن روز را بيان ميكند.
در ماه رمضان،

پدر شهید عطاران‌رضایی آسمانی شد

محمد عطاران‌رضایی پدر شهید داریوش عطاران‌رضایی آسمانی شد.
زندگی نامه شهید داود جعفری

عشق به پدر و مادر قلب او را مملو از امید مینمود

در خانواده عشق به پدر و مادر قلب او را مملو از امید مینمود و همیشه فرد متواضع و فروتن بود. با وجود اینکه او چندین مرتبه دچار اصابت ترکش واقع شده و مجروح گشته و در بیمارستان مدتی بستری و همینطور بعضا برخی از ترکشها هنوز در تن او بود مع الوصف او هیچ وقت کلامی از حالات خود را با کسی به خصوص پدر و مادرش نگفت...
خاطراتي از شهيد داود جعفري

خاطره خواندني از شهيد داود جعفري از زبان برادر شهيد

شهید داود جعفری نهم مرداد 1341 ،در شهرستان هشترود چشم به جهان گشود. پدرش فتح الله كارگر بود و مادرش فيروزه نام داشت. تا پايان دوره متوسطه در رشته رياضي درس خواند و دیپلم گرفت. به عنوان بسیجي در جبهه حضور يافت. يكم فروردين 1362 ، با سمت مسئول عقيدتي سياسي در اهواز به شهادت رسید. پكيرش مدتها در منطقه برجا ماند و پس از تفحص در بهشت زهرای شهرستان تهران به خاك سپرده شد.
زندگی نامه شهید یوسف جعفر قلی

هر کسی سعادت به شهادت رسیدن را ندارند

اگر روزی دیدی که کبوتر تیر خورده ای بر روی آسمان به پرواز درآمد و اگر قطره خونی بر روی خانمان چکید بدانید که من خونم را به حسین (ع) و فرزند خلفش خمینی هدیه کرده ام و این یک قطره خون را به عنوان یادگاری برای شما فرستاده ام.
زندگي نامه شهيد جلال جعفر محمدی

هر چه به دنبال شهادت می رفتم آن را نمی یافتم

همسر شهيد: وی هر سال 3 ماه را در جبهه حضور پیدا میکردند. سالی که قرار بود فرزندمان متولد شود به اصرار من به جبهه نرفتند و من میدیدم که وی هر شب در نماز شب گریه میکنند و از خداوند پوزش می طلبند و طلب شهادت را در ماموریت بعدی دارند.
طراحی و تولید: ایران سامانه