نوید شاهد مازندران - صفحه 2

آخرین اخبار:
نوید شاهد مازندران

فیلم/ وداع مردم تنکابن با پیکر مطهر شهید «سلیم‌زاده»

همزمان با صد و نودمین شب اجتماع پرشور مردمی، آئین وداع با پیکر مطهر شهید دهه هفتادی، ناخدا دوم خلبان «امیرحسین سلیم‌زاده» با حضور مسئولین، خانواده‌های معظم شهدا، جمعی از کارکنان دانشگاه علوم دریایی امام خمینی (ره) نوشهر و اقشار محتلف مردم شهیدپرور در میدان امام خمینی (ره) تنکابن برگزار شد. نوید شاهد مازندران به نقل از دفاع پرس کلیپی را منتشر کرده است که شما را به دیدن آن دعوت می‌کند.

تصاویر/مراسم شب وداع شهید اقتدار ناخدا دوم امیرحسین سلیم‌زاده با حضور مدیرکل بنیاد مازندران در میاندورود

کهن سال مدیرکل بنیاد شهید و امور ایثارگران مازندران، ناخدا مطلبی فرمانده ارشد نیروی دریایی در شمال کشور، سوادکوهی سرپرست معاون سیاسی امنیتی استانداری، خانواده‌های معزز شهدا، ایثارگران، مردم ولایی در مراسم شب وداع شهید اقتدار ناخدا دوم امیرحسین سلیم‌زاده در مسجد جامع روستای بادله میاندورود برگزار گردید، شرکت کردند. نوید شاهد مازندران تصاویری را منتشر کرده است که شما را به دیدن آن دعوت می‌کند.

کلیپ/مراسم وداع باشکوه مردم با پیکر مطهر شهید «امیرحسین سلیم‌زاده» در میاندرود

اجتماع بزرگ مردمی در مراسم وداع با پیکر شهید «امیرحسین سلیم‌زاده» در روستای بادله شهرستان میاندورود برگزار شد. نوید شاهد مازندران کلیپی را منتشر کرده است که شما را به دیدن آن دعوت می‌کند.

«خوش قلبی که از همان کودکی می‌درخشید»

پدر شهید «محمد الله‌قلی» نیز از سال‌های کودکی فرزندش یاد کرد و گفت: محمد از همان بدو تولد بچه‌ای قشنگ و بامزه بود و همه این را می‌گفتند. از کودکی همیشه دوست داشت با من باشد؛ هر جا می‌رفتم، همراه من می‌آمد و محمد تحمل ناراحتی خانواده را نداشت و خوش‌قلب بود. همیشه تلاش می‌کرد خانواده‌اش ناراحت نباشند.

محمد آخرین بار می‌دانست که شهید می‌شود

مادر شهید محمد الله‌قلی با یادآوری آخرین دیدار با فرزندش می‌گوید: آخرین بار که آمد، برای هیچ چیزی ذوق نداشت؛ فقط گفت من اگه شهید بشم چی؟ جمله‌ای که آن روز مادر با لبخند و امید پاسخ داد، اما امروز برایش به یکی از ماندگارترین خاطرات آخرین دیدار با فرزند شهیدش تبدیل شده است.

«از جبهه تا عملیات فتح المبین»

سردار حاج «علی فردوس» می‌گوید: این آزاده و جانباز اهل مازندران با بیان اینکه مجروحیت مانع ادامه حضورش در جبهه نشد، گفت: مجدداً همراه شهید خاکسار به منطقه گیلان‌غرب و اسلام‌آباد اعزام شدیم و در آن مقطع تمام نیرو‌های ارتش در حال جابه‌جایی بودند و گفتند قرار است یک عملیات بزرگ در جنوب انجام شود. خودمان را به اهواز رساندیم و برای عملیات فتح‌المبین آماده شدیم.

یک گلوله به چشمم خورد و تخلیه شد

سردار آزاده و جانباز سرافراز علی فردوس، رزمنده جبهه دفاع مقدس و معروف به تک‌چشم خمینی، با اشاره به سال‌ها حضور خود در جبهه‌های دفاع مقدس، از مجروحیتش در جبهه غرب، شهادت شهید شیرودی در مقابل چشمان رزمندگان، حضور در عملیات‌های مختلف و نحوه اسارتش در آستانه عملیات بدر گفت.

ویژه‌نامه الکترونیکی شهید «جعفر سپهری» منتشر شد

نوید شاهد مازندران، ویژه‌نامه الکترونیکی شهید «جعفر سپهری» را که شامل زندگینامه، تصاویر و وصیت نامه است را تقدیم مخاطبان ارجمند می‌کند.

وداع باشکوه مردم ولایی میاندورود با پیکر مطهر شهید والامقام «ناخدا دوم امیرحسین سلیم‌زاده»

شامگاه شنبه ۱۴ شهریورماه، آیین معنوی شب وداع با پیکر مطهر شهید ناخدا دوم امیرحسین سلیم‌زاده، از دلاورمردان ارتش جمهوری اسلامی ایران که در پی حملات مذبوحانه دشمنان به درجه رفیع شهادت نائل آمد، با حضور مدیرکل بنیاد شهید و امور ایثارگران مازندران، مسئولین ارشد استانی و مردم قدرشناس در روستای بادله میاندورود برگزار شد.

«خوابی که نگاهم را تغییر داد»

خواهر شهید «نجف علی کلامی» می‌گوید: یک شب خواب دیدم یک آقایی که شال سبز بر سر دارد قرآن بزرگ آورد روی تلویزیون ما گذاشت از خواب بیدار شده و گفتم: دیدن تلویزیون حرام است چرا من این خواب را دیدم برای برادرم گفتم ایشان گفت روزی می‌رسد در تلویزیون راجع به قرآن صحبت می‌شود و این تلویزیون اشکالی ندارد.

افتخار کنید فرزندانتان به جبهه می روند

پدر شهید «حبیب الله سیفی مقدم» می‌گوید: پسرم در مورد شهادت می‌گفت؛ «ما که از امام حسین بالاتر و برتر نیستیم. شما افتخار کنید ما به جبهه برویم و به شهادت برسیم»

«مردی که نه زور می گفت و نه زور می شنید»

برادر شهید «اسفندیار پورشعبان مرکیه» می‌گوید: بزرگترین حُسن ایشان این بود که هیچ گاه زیر بار حرف زور نمی‌رفت حتی در بازی‌های کودکانه زیر بار اجبار نمی‌رفت و خودش هم سعی می‌کرد به مردم زور نگوید.
زندگی‌نامه شهید «علی اکبر پورقاسم»

«اسیر خلبان متجاوز با ۱۲ عملیات، پاداش از خدا»

خلبانی که به اعتراف خودش ۱۲ بار مأموریت موفق آمیز در ایران داشت اسیر و به دست رزمندگان اسلام می‌افتد، در این ارتباط برایش جایزه در نظر گرفته شد ولی او معتقد بود جایزه را باید از خدا گرفت.

«وعده ی دیدار در مزار»

برادر شهید «نادر احدی لاریجانی» می‌گوید: رفتارش مثل قبل نبود تعجب کردم و گفتم چرا حالت این طوری است؟ ایشان گفتند: «این بار که بروم فکر نکنم دیگر به خانه برگردم.» با هم رفتیم عکس گرفتیم. حتی مکان قبرش را به من نشان داد و آن روز آخرین باری بود که آمد و دوباره برگشت به سربازی. دفعه بعد جنازه اش را آوردند.

خاطرات/حسین،هدیه محرم برای زندگی حسینی

پدر شهید «حسین چالکش احمدی» می‌گوید «ماه محرم متولد شد. به خاطر ارادتی که به اهل بیت داشتم، نامش را «حسین» گذاشتم تا حسین‌گونه زندگی کند.»

خاطرات/خروش صادقی و عالی در صبح عملیات

خواهر شهید «یداله صادقی» می‌گوید: صبح روز عملیات، آرام و قرار نداشت! سپاه چهارم عراق با تحرّکات خود، عرصه را بر بچه‌ها تنگ کرده بود. شهید صادقی به همراه شهید عالی، دست به یک اقدام شجاعانه زدند.

خاطرات/سیمای درهم شکسته در دستان گچ کار مبارز

برادر شهید «حسین آسال» می‌گوید: شغل برادرم گچ کاری بود و بسیار به گچ کاری علاقه داشت. در اوایل سال ۱۳۵۷ شروع به گچ کاری کرد او با گچ عکس شاه را می‌ساخت و خانواده را به خنده در می‌آورد.

خاطرات/فرار از میز ریاست به سوی کرسی شهادت

مادر شهید «مهدی ملکی» در بیان خاطراتی از فرزندش می‌گوید: پسرم می‌گفت: مامان دعا کن من شهید شوم، می‌گفتم آخه مادر اگر همه شهید بشن پس کی این انقلاب رو نگه داره. می‌گفت «نه، اگر من شهید نشوم، چون فرمانده هستم، مرا می‌برند پشت این میز‌ها و از آن بالا پرت می‌کنند توی جهنم، ممکن است خدایی ناکرده نادانسته کار اشتباهی انجام دهم که دیگر ندانم جواب خدا را چه بدهم.»

خاطرات/نور چشم مادر، نذر امام هشتم

خواهر شهید «احمد نیکجو» می‌گوید: احمد نذر امام هشتم، بود. مادرم چهار پسر بدنیا آورد ولی هیچ کدام زنده نماندند تا اینکه دست به دامن امام رضا (ع) شد، احمد را به ما هدیه کرد. این بار احمد ماندنی شد؛ احمد به قدری زیبا بود که مثال زدنی نبود، مو‌های طلایی داشت، واقعاً زیبا بود، مادرم می‌ترسید بچه را بیرون بیاورد تا از چشم زخم در امان باشد.

خاطرات/لبخند پنهان در میانه طوفان

دوست شهید «محمد پاشنا» می‌گوید: همیشه لبخند بر روی لبش بود هیچ وقت کوچکترین عصبانیتی در او دیده نشد حتی در بدترین شرایط می‌خندید. از گفتن خبر‌های بد امتناع می‌کرد. خبر‌های شاد را اعلام می‌کرد.
طراحی و تولید: ایران سامانه