به راستی، میمک یادآور صلابت و اقتدار عشایر است. نگاه مردان عشایری هنوز هم یادآور صلابت و اقتدار رزمندگان جان برکف و نیروهای غیور عشایر در جبهه های نبرد حق علیه باطل است. هرقله و هر شیار ونقطه ای از میمک داستانی پرماجرا دارد...
اگر من لیاقت شهید شدن را داشته باشم خواهشمندم که برای من ناراحتی نکنید ، من این راه برای پیروی از نهضت حسینی است خودم انتخاب کرده ام و به جای ناراحتی افتخار کنید که ما توانسته ایم...
در انجام واجبات بسیار کوشا بود به نماز اول وقت بسیار اهمیت می داد به ما هم می گفت اول نماز بعد مابقی کارها، به هر کدام از جوان های محله که نماز خواندن بلد نبودند آموزش می داد...
جانباز هفتاد درصد علی اکبر اسدی پس از رشادت های فراوان در عملیات های مختلف در سال 1364 در منطقه تنکه تاریکه مهران از ناحیه کمر و هر دو پا به شدت آسیب دید
شهيد ولي اله عبدالهي پور فرزند برزو در سال 1329 در شهر ايلام متولد شد و در سايه محبت والدينش توانست تحصيلات خود را تا مقطع ديپلم با با تلاش فراوان پايان برد سالهاي پاياني تحصيل شهيد همراه با وزيدن نسيم انقلاب بود و انديشه هاي پاك وي موجب شد كه به صف انقلابيون بپيوندد
شهيد پس از پيروزي انقلاب به خدمت نظام وظيفه پيوست و پس از گذراندن دوران آموزشي ويژه داوطلبانه با تيپ 3 رزمي همدان به جبهه خوزستان اعزام گرديد و آرپي جي زن شكارچي تانك دشمن گرديد در شانزدهم دی ماه د1359 در منطقه عملياتي كرخه نور به شهادت رسيد و پيكر پاكش در خاك پاك هويزه جاودانه گرديد.
آن زمان وجود رادیو خیلی ارزشمند بود چون اخبار و اطلاعاتی که از ایران و از پیروزی رزمندگان اسلام به گوش می رسید به مثابه خون تازه ای بود که به رگهای کم جان اسرا حیات تازه می بخشید...
برادرانى كه در پيشبرد انقلاب نقش مهم و به سزايى داشتهايد شما را به خدا هر چه از دستتان برمىآيد به اين روستائيان و مردم اين خطه شهيدپرور كنيد اينها حق بر گردن شما دارند . اينها ذخائر انقلابند به اين زحمتكشان كمك كنيد...
با پیروزی انقلاب اسلامی با تبعیت از فرمان امام در امر باسواد کردن اعضای جامعه از طریق نهضت سوادآموزی شهرستان دهلران جهت گذراندن دوره چند ماهه عازم چوار می شود و بعد از پایان یافتن این دوره، برای آموزش علم ودانش وباسواد نمودن هموطنان خود راهی روستای علی آباد شد...
وي كه به دليل فقر مالي و محروميت منطقه موفق به انجام تحصيل علم نشده بود براي تامين معاش خانواده و پيشبرد امور زندگي به فعاليت هاي زراعي و كشاورزي روي آورد...
اوایل خیلی کم حرف بود، اما کم کم با هم دوست شدیم. گاهگاهی برایمان از زندگیش می گفت از رنج ها و دربدری ها، از تجربه های شغلی کارگری و چوپانی و ... حالا هم کارمند ساده جهاد سازندگی بود که داوطلبانه به جبهه آمده بود...
فرازی از وصیت نامه شهید جعفر میرزایی از شهدای غواص استان ایلام
از پدر عزیز و مادر گرامی و برادران غیورم می خواهم همیشه صبر را پیشه کنند و آن روح معنوی را چنان به خود پیوند دهند و همیشه به خانواده شهدا سر بزنند و به آنها روحیه بدهند...
با آغاز جنگ تحمیلی چندین بار قصد عزیمت به جبهه نمود که به دلیل مشکلات خاص زندگی اش نتوانست در صف رزمندکان اسلام از میهن اسلامی دفاع نماید بلکه در پشت جبهه با کمک رسانی به رزمندگان توانست مؤثر باشد...