آخرین بوسه پدر

آخرین بوسه پدر

آخرین بوسه پدر بر تابوت کوچک

چند دقیقه است به این عکس خیره مانده‌ ام و هنوز نتوانسته‌ ام از آن عبور کنم هر بار که چشمم را از روی تصویر بر می‌ دارم دوباره همان بوسه پدر مرا به خودش برمی‌ گرداند. دلنوشته ای با قلم مریم بالوی فیلی برای دختری که هر بار پدر از در وارد می شد همه ی دنیا برایش در آغوش همان مرد خلاصه می شد حالا همان پدر به جای آنکه دخترش را روی شانه هایش بنشاند تابوت کوچکش را می بوسد.
طراحی و تولید: ایران سامانه