خاطره خودنوشت شهید جمشید سلیمانی قسمت «۲۸»
شهید «جمشید سلیمانی» در دفتر خاطرات خود مینویسد: «هنگام سخنان فرمانده گروهان درباره عملیات آن شب که داشت نکات مورد لزوم در شب، هماهنگی برادران و موضوع استقرار لوازم و تجهیزات و محکم بستن آن توضیح میداد که یک دفعه صدای عجیبی فضای صحرا را به خود گرفت...» قسمت بیست و هشتم خاطره این شهید بزرگوار را در نوید شاهد بخوانید.