خاطره خودنوشت شهید جمشید سلیمانی قسمت «۱۷»
شهید «جمشید سلیمانی» در دفتر خاطرات خود مینویسد: «از کانال که رد میشدیم دیگر باید دهکده را دور میزدیم و محاصره میکردیم. بچهها در این شب به جز ذکر خدا و حمد و سپاس و نیایش و دعا در طول حرکت چیز دیگری بر قلب بچهها حکومت نمیکرد و در چهرههای نورانی بچهها و در نگاههای مشتاقشان میتوان هزاران راز نهفته و هزاران قصههای ناشنیده را خواند...» قسمت هفدهم خاطره این شهید بزرگوار را در نوید شاهد بخوانید.