خاطره خودنوشت شهید جمشید سلیمانی قسمت «۸»
شهید «جمشید سلیمانی» در دفتر خاطرات خود مینویسد: «سنگینی اسلحه و بارم را دیگر حس نمیکردم! نمیدانم چطور شده بود! نیرویی تازه پیدا کرده بودم؛ به هر حال ساعت ۴ و ۳۰ دقیقه تا ۵ صبح بود به قله رسیدم...» قسمت هشتم خاطره این شهید بزرگوار را در نوید شاهد بخوانید.