خاطرات شفاهی جانبازان؛
جانباز سرافراز «جاسم سلطانی» درباره حضور خود در جبهه چنین روایت میکند: زمانی که جنگ آغاز شد، سربازها و باقی گروهان، دژ خرمشهر را رها کردند و رفتند. من همراه نیروهای مردمی جمع شدیم و وارد دژ شدیم؛ هر کدام یک اسلحه به دست گرفتیم. سپس ما را به اهواز بردند، آموزش نظامی دیدیم و برای فتح خرمشهر و عملیات بیتالمقدس اعزام شدیم. در منطقه فکه بود که ترکش به من اصابت کرد، از ناحیه کتف مجروح شدم و موج انفجار نیز مرا تحت تأثیر قرار داد.