کتاب من محافظ حاج قاسمم

آخرین اخبار:
کتاب من محافظ حاج قاسمم

بُرشی از کتاب «من محافظ حاج قاسمَم»| آخرین نگاه

در قسمتی از کتاب «من محافظ حاج قاسمم» که روایتگر زندگی و خاطرات شهید «وحید زمانی‌نیا» می‌خوانید: «حین تدارکات مراسم شب چله متوجه شدیم که وحید عازم ماموریت است. شب که ما را رساند. گفتم: وحیدجان امشب برو پیش زهرا خانم کنارش باش. یک کوله پشتی داشت که داخل آن وسایل کاری و شخصی و تجهیزات لازم برای ماموریت و سفر همیشه مهیا بود هر زمان اراده می‌کرد فقط کافی بود کوله پشتی را بردارد و به سفر برود.»

بُرشی از کتاب «من محافظ حاج قاسمَم»| ماشین جدید

در قسمتی از کتاب «من محافظ حاج قاسمم» که روایتگر زندگی و خاطرات شهید «وحید زمانی‌نیا» می‌خوانید: «می‌دانستم که علاقه‌ی خاصی به سیدالکریم دارد. چندبار خودم داخل حرم دیده بودمش. در مسیر بازگشت به وحید گفتم: «وحید بیکاری از اینجا رفتی جنوب تهران زیارت؟» تو که خونه‌ت نزدیک حرمه. صبر می‌کردی فردا می‌رفتی خُب.» گفت: «امشب شب جمعه بود. آقا از ما همسایه‌هاش انتظار داره.» این حرفش برای من خیلی جالب بود. برای خودش یک وظیفه می‌دانست که شب جمعه به زیارت سیدالکریم برود.»
طراحی و تولید: ایران سامانه