همرزم شهید «رمضانعلی خراسانی» نقل میکند: «سجده زیارت نیز تمام شد؛ اما رمضانعلی در سجده زیارت مانده بود. انگار به خوابی عمیق فرو رفته بود. وقتی بلند شد بسیار ناراحت بود و گفت: «چرا بیدارم کردین؟ من در بهشت بودم.»
مادر شهید «رمضانعلی خراسانی» نقل میکند: «حالا نوبت من بود که ببینمش، جلو رفتم. صورتش باز بود و میدرخشید. بوسیدمش، اما سهم من فقط همین بود؛ یک نگاه و یک نوازش. دلم سیر نمیشد از دیدنش.»