مادر شهید جنگ ۱۲ روزه «امیرحسین قاسمی»:
مامان، «آخرین شاممه میخورم»؛ این جمله تلخ، آخرین لبخند امیرحسین به مادر بود پیش از آنکه برای همیشه به آسمان برود. مادر شهید قاسمی، از آن شب میگوید که پسرش چفیه خرید و از شهادت گفت، از شبی که خواب دید پدر شهید شده. صبح فهمید ایران زیر آتش رفته، اما به مادرش گفت: «نگران من نباش، نگران خودت باش.» حالا مادر ۴۲ ساله اهل رادکان، هر روز به مزار پسر میرود، بوی چفیه را از کمد خانهاش حس میکند و با امیرحسین، شهید جنگ 12 روزه، درد دل میگوید؛ روایتی از عشقی که در خاک ماند و روحی که به آسمان پیوست.